چندشاتی کوک
چندشاتی کوک🎀
P⁶
چند هفته گذشت
ا/ت و کوک یکم باهم راحتتر و صمیمی تر شده بودن
یه روز کوک از سر کارش برگشت خونه
اون دیگه الان واقعا مطمئن بود که عاشق ا/ت شده...
رفت و یه دوش چند مینی گرفت و اومد نشست کنار ا/ت
_ا/ت...
+ بله؟
_اگه مثلا یکی باشه مثل من که اومدم و تو رو به سرپرستی گرفتم... بنظرت اشکالی داره اگه اون کسی که اومده دختره رو به سرپرستی گرفته، عاشق دختره بشه و یه روز باهم ازدواج کنن؟
+خب...نمیدونم..بنظر من اگه اون دختر خودش هم واقعا مشکلی نداشته باشه و عاشق اون پسر باشه مشکلی نداره...
_اوهوم...منطقیه..
میای بریم بیرون؟
+آره میام...ولی کجا بریم؟
_نمیدونم...فقط بریم توی خیابونا بچرخیم
شایدم یه چیزی خریدیم خوردیم
+باشه..من برم حاضر بشم...
_باشه برو
( ا/ت رفت )
کوک نفش عمیقی کشید
آروم با خودش زمزمه کرد : یعنی امکان داره اونم عاشق من باشه؟....من که بعید میدونم
ولی خب...امروز قراره بهش بگم.....
بعدش، از جاش بلند شد و رفت لباساشو پوشید
چند دقیقه بعد ا/ت هم حاضر شد و اومد
کوک هم سوئیج ماشین رو برداشت و رفتن بیرون
( اسلاید ۲ لباس ا/ت
اسلاید ۳ لباس کوک )
(ادامه دارد)
P⁶
چند هفته گذشت
ا/ت و کوک یکم باهم راحتتر و صمیمی تر شده بودن
یه روز کوک از سر کارش برگشت خونه
اون دیگه الان واقعا مطمئن بود که عاشق ا/ت شده...
رفت و یه دوش چند مینی گرفت و اومد نشست کنار ا/ت
_ا/ت...
+ بله؟
_اگه مثلا یکی باشه مثل من که اومدم و تو رو به سرپرستی گرفتم... بنظرت اشکالی داره اگه اون کسی که اومده دختره رو به سرپرستی گرفته، عاشق دختره بشه و یه روز باهم ازدواج کنن؟
+خب...نمیدونم..بنظر من اگه اون دختر خودش هم واقعا مشکلی نداشته باشه و عاشق اون پسر باشه مشکلی نداره...
_اوهوم...منطقیه..
میای بریم بیرون؟
+آره میام...ولی کجا بریم؟
_نمیدونم...فقط بریم توی خیابونا بچرخیم
شایدم یه چیزی خریدیم خوردیم
+باشه..من برم حاضر بشم...
_باشه برو
( ا/ت رفت )
کوک نفش عمیقی کشید
آروم با خودش زمزمه کرد : یعنی امکان داره اونم عاشق من باشه؟....من که بعید میدونم
ولی خب...امروز قراره بهش بگم.....
بعدش، از جاش بلند شد و رفت لباساشو پوشید
چند دقیقه بعد ا/ت هم حاضر شد و اومد
کوک هم سوئیج ماشین رو برداشت و رفتن بیرون
( اسلاید ۲ لباس ا/ت
اسلاید ۳ لباس کوک )
(ادامه دارد)
- ۵.۸k
- ۳۰ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط