پریشان میکند نسیم بهاری را هر عصر زلف خاطرم و من دلتنگ می نشینم به انتظارت با فنجانی پر از چای که سرد میشود در کنج لب رویا میخورم یادت را گس و تلخ نیستی ببینی کافه های خالی را ⛱
دیدگاه ها (۲)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.