{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شرر زهر جفا سوخته پا تا سر من

شرر زهر جفا سوخته پا تا سر من
آب گردید چو شمعی همه ی پیکر من

این نه اشک است که بسته ره دیدار به من
دل من سوخته ریزد ز دو چشم تر من

شیون ناله بلند است به غم خانه ما
یا حسن گوید و بر سر بزند خواهر من

یک طرف قاسم و عباس به خود می پیچند
یک طرف نیز حسین اشک فشان در بر من

جگرم در دل تشت است و همه می بینند
که چه آورده غم کوچه و سیلی سر من

کی رود یاد من آن روز که آن شوم پلید
بست در کوچه غم راه من و مادر من

مادر از ضربت سیلی چو گل افتاد به خاک
از همان لحظه شکسته همه بال و پر من
دیدگاه ها (۳)

بشکند دستی که سیلی به پاره تن پیامبر خدا زد و خدا لعنتشان کن...

به کوری چشم حسودان ,,فقط حیدر ,,وجان پیغمبر امیرالمومنین است

امام رضا علیه السلاملاتدعوا العمـل الصالـح و الاجتهاد فى الع...

به مادرم زهرا:مادرم سلام من که میدانم نامه را میخوانی آخر نا...

#عید_قربان_مبارکما چه داریم برایت ای عشق! که بریزیم به پایت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط