ز داغ عشق تو خون شد دل چو لالهی من

ز داغ عشق تو خون شد دل چو لاله‌ی من
فغان که در دل تو ره نیافت ناله‌ی من
مرا چو ابر بهاری به گریه آر و بخند
که آبروی تو ای گل بود ز ژاله‌ی من
شراب خون دلم می‌خوری و نوشت باد
دگر به سنگ چرا می‌زنی پیاله‌ی من
چو بشنوی غزل سایه چنگ و نی بشکن
که نیست ساز تو را زهره سوز ناله‌ی من
دیدگاه ها (۱)

جانم فدای زلف تو آندم که پرسمتکاین چیست،موی بافته؟ گویی که د...

#پلاسکو ایران تسلیت

او صبر خواهد از من، بختی که من ندارممن وصل خواهم از وی، قصدی...

گُناهی مُستحب‌تر نیست از دیدارِ پنهانتاگر بگذارد این زیبایی ...

تو را خبر ز دل بی‌قرار باید و نیستغم تو هست ولی غمگسار باید ...

جان پرورم گهی که تو جانان من شویجاوید زنده مانم اگر جان من ش...

بسیاری از شاعران فارسی زبان پیگیر و پیرو این بیت رودکی بوده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط