تنگه ی آغوشت از هر تنگه ای آغوش تر

تنگه ی آغوشت از هر تنگه ای آغوش تر
رنگ چشمانت سیه از هر شبی خاموش تر

در تنت خورشید می روید سراسر کوه نور
کهکشان راه شیری درتنت مغشوش تر

لب نگو قند عسل کندوی کوه کندوان
گل نگو گیسو پریشان نیمه شب مدهوش تر

بوی آغوشت مرا آخر به مجنون می برد
مثل فرهاد بیستون گونه ات فرنوش تر

عاقبت از کوه اندامت به بالا می روم
تیشه ام لب بوسه هایی از لبت پرجوش تر
دیدگاه ها (۲)

در تب عشقِ  تو  مُردم ،  زندگی آغاز  کنشُعله بر جانم بزن ، ع...

احمد باغینشی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط