{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پر غرور میرفت طوری که انگار صف کشیده بودند برای داشتنش...

پر غرور میرفت طوری که انگار صف کشیده بودند برای داشتنش...
آخرین بار که دیدمش او از تنهایی دق کرده بود و من از نداشتنش!
دیدگاه ها (۲)

مدام دلت را میشکند...سکوت میکنی..هیچ نمیگویی...حتی اخم هم نم...

خیلیامون حوصله رابطه و این چیزارو نداریم؛فقط میخوایم مطمئن ب...

وقتی تو نیستینه هست های ما چونان‌که بایدندنه باید هاهر روز ب...

روزگار عجیبی شده است،حتی وقتی می‌خندیممنظورمان چیز دیگریست،و...

#شهریور.مرز.بین.تابستان.و.پاییزآرام دوست داشتنی مثل آخرینغرو...

«هیچ‌کس نگفته که بعد از مرگِ عزیزترین آدم، زندگی کردن چقدر ب...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط