خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه هاي نيمه باز
خوش به حال دختر ميخك كه مي خندد به ناز
خوش به حال جام لبريز از شراب
خوش به حال آفتاب
اي دل من گرچه در اين روزگار
جامه رنگين نمي پوشي به كام
باده رنگين نمي نوشي ز جام
نقل و سبزه در ميان سفره نيست
جامت از ان مي كه مي بايد تهي است
اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم
اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار
گر نكوبي شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ.
دیدگاه ها (۱)

نرم نرمک می رسد اینک بهار،خوش به حال روزگارخوش به حال چشمه ه...

خوش به حال غنچه های نیمه بازخوش به حال دختر میخک که میخندد ب...

خوش به حال غنچه های نیمه بازخوش به حال دختر میخک که میخندد ب...

نرم نرمک می رسد اینک بهار،خوش به حال روزگارخوش به حال چشمه ه...

‌ای دلِ من، گرچه در این روزگارجامه‌ی رنگین نمی‌پوشی به کامبا...

بوی باران بوی سبزه بوی خاک شاخه‌های شسته باران خورده پاک آسم...

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاکشاخه‌های شسته، باران‌خورده پاکآس...

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاکشاخه‌های شسته، باران خورده، پاک ...

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاکشاخه‌های شسته ، باران‌خورده پا...

فریدون_مشیری :بوی باران، بوی سبزه، بوی خاکشاخه‌های شسته، بار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط