مافیای من
مافیای من
Part 41
ویو یجی
وقتی رسیدیم لینو باهام هیچ حرفی نمیزد فکر کنم باهام قهر کرده ولی چراااا؟؟ من باید با اون قهر کنم نه اون پسره ی لوس، روی کاناپه نشسته بود سرش توی گوشیش بود منم روی تخت دراز کشیده بودم که دیدم گوشیم شارژ نداره شارژرم کنار لینو بود
+لینو میشه شارژر گوشیمو از بغل دستت بدی؟
_نه خودت دست داری بیا برش دار(با حالت سرد)
بعد از زدن این حرفش اومد و روی تخت دراز کشید
+تو که تا اینجا اومدی شارژر منم میاوردی
_میخوای زنگ بزنم بگم همون پسر خوبه برات بیارش؟؟
+چی شد؟ تو که حسودی نمیکردی
_الانم نمیکنم
+هه معلومه که حسودی نمیکنی، اصن خاک بر سر من که از تو میخوام کاریو برام انجام بدی خودم میرم برش میدارم
_برو بردار، انقدر هم صدا نده میخوام بخوابم
(صبح)
ویو لینو
صبح وقتی چشمامو باز کردم با قیافه ی غرق در خواب یجی مواجه شدم خواستم موهاشو از توی صورتش هدایت کنم ب پشت گوشش که چشمامو باز کرد یهو دست و پاچه شدم دستمو کشیدم
+چیکار میکنی (خواب آلود)
_هیچی(سرد)
+باهام قهری؟
........._
+بخاطر دیشبه؟
......_
+تو که جوابمو نمیدی اخه چون میخواستم ببینم اگر باهام قهر نیستی باهم بریم حموم
_کی گفته من قهرم؟ زود باش بریم
+مگه تو باهام قهر نبودی
_نه،، حالا زودباش دیگه
ویو راوی
اومدم بهتون بگم که فکر های بد بد نکنین اونا فقط رفتن حموم و اومدن اصلاً هم کار بدی نکردن😂😂
ویو یجی
وقتی از حموم اومدیم رفتیم پایین تا صبحانه بخوریم ولی خانم کیم نبود
+چرا میز صبحانه آماده نیست؟
_خب اگر یادت باشه با به خانم کیم گفتیم یه هفته میمونیم ولی برای روز ششم برگشتیم منم یادم رفت بهش زنگ بزنم
+پس خودمون باید صبحانه درست کنیم
_اره
+پس من درست میکنم تو برو بشین
_اوکی
.....
.
اندکی بعد
_یجی چرا انقدر صبحانه درست کردنت طول ک.........
لینو با چیزی که دید حرفشو قورت داد
+فکر کنم یکم سوخته
_اون 👈🏻(اشاره به غذایی که به گند کشیده شده) یکمه؟
+خب پیش میاد دیگه
_برو بیرون از توی آشپزخونه
+چیزی شده عزیزم؟
ویو یجی
فکر کنم لینو رو زیادی عصبی کردم ولی خب چیکار کنم برای هرکسی ممکنه پیش بیاد
+لینو
_من که زن نگرفتم یه بچه گرفتم بچه! هوففف
همینطور داشت غرغر میکرد که با فکری که به سرم زد رفتم توی اتاق چون لینو پشتش به من بود متوجه ی رفتن من نشد.......
Part 41
ویو یجی
وقتی رسیدیم لینو باهام هیچ حرفی نمیزد فکر کنم باهام قهر کرده ولی چراااا؟؟ من باید با اون قهر کنم نه اون پسره ی لوس، روی کاناپه نشسته بود سرش توی گوشیش بود منم روی تخت دراز کشیده بودم که دیدم گوشیم شارژ نداره شارژرم کنار لینو بود
+لینو میشه شارژر گوشیمو از بغل دستت بدی؟
_نه خودت دست داری بیا برش دار(با حالت سرد)
بعد از زدن این حرفش اومد و روی تخت دراز کشید
+تو که تا اینجا اومدی شارژر منم میاوردی
_میخوای زنگ بزنم بگم همون پسر خوبه برات بیارش؟؟
+چی شد؟ تو که حسودی نمیکردی
_الانم نمیکنم
+هه معلومه که حسودی نمیکنی، اصن خاک بر سر من که از تو میخوام کاریو برام انجام بدی خودم میرم برش میدارم
_برو بردار، انقدر هم صدا نده میخوام بخوابم
(صبح)
ویو لینو
صبح وقتی چشمامو باز کردم با قیافه ی غرق در خواب یجی مواجه شدم خواستم موهاشو از توی صورتش هدایت کنم ب پشت گوشش که چشمامو باز کرد یهو دست و پاچه شدم دستمو کشیدم
+چیکار میکنی (خواب آلود)
_هیچی(سرد)
+باهام قهری؟
........._
+بخاطر دیشبه؟
......_
+تو که جوابمو نمیدی اخه چون میخواستم ببینم اگر باهام قهر نیستی باهم بریم حموم
_کی گفته من قهرم؟ زود باش بریم
+مگه تو باهام قهر نبودی
_نه،، حالا زودباش دیگه
ویو راوی
اومدم بهتون بگم که فکر های بد بد نکنین اونا فقط رفتن حموم و اومدن اصلاً هم کار بدی نکردن😂😂
ویو یجی
وقتی از حموم اومدیم رفتیم پایین تا صبحانه بخوریم ولی خانم کیم نبود
+چرا میز صبحانه آماده نیست؟
_خب اگر یادت باشه با به خانم کیم گفتیم یه هفته میمونیم ولی برای روز ششم برگشتیم منم یادم رفت بهش زنگ بزنم
+پس خودمون باید صبحانه درست کنیم
_اره
+پس من درست میکنم تو برو بشین
_اوکی
.....
.
اندکی بعد
_یجی چرا انقدر صبحانه درست کردنت طول ک.........
لینو با چیزی که دید حرفشو قورت داد
+فکر کنم یکم سوخته
_اون 👈🏻(اشاره به غذایی که به گند کشیده شده) یکمه؟
+خب پیش میاد دیگه
_برو بیرون از توی آشپزخونه
+چیزی شده عزیزم؟
ویو یجی
فکر کنم لینو رو زیادی عصبی کردم ولی خب چیکار کنم برای هرکسی ممکنه پیش بیاد
+لینو
_من که زن نگرفتم یه بچه گرفتم بچه! هوففف
همینطور داشت غرغر میکرد که با فکری که به سرم زد رفتم توی اتاق چون لینو پشتش به من بود متوجه ی رفتن من نشد.......
- ۶.۸k
- ۰۹ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط