اشتباه من
#اشتباه من
علامت تهیونگ -
علامت ات+
(میدونم خیلی توی خماری گذاشتمتون
اما ایران نبودم و گوشیم هم روی
رومینگ بود اگر هم پیام میدادم
خیلی گرون می شد
معذرت میخوام😔😔😔🥺)
ویو صبح
بیدار شدم دیدم بغل تهیونگ هستم
دستش دورم حلقه شده بود
تا خواستم بلند شم زیر دلم تیر بدی کشید
افتادم زدم زیر
گریه
ویو ته
با صدای گریه دختری
از خواب نازم دست کشیدم
بلند شدم که دیدم ات داره گریه. می کنه
رفتم پیشش
که ات گفت :
+تو به هق من ت، هق ج، ا، و،ز هق
کردی
وقتی ات این حرف رو زد ته کلک و پراش پاچید گفت :
- چی زر زر می کنی
+پس چرا من هم خ. و. ن. ر. ی. ز. ی دارم هم دل درد
-چون پریودی. احمق
ات حسابی سرخ شده بود
دلش گریه می خواست و البته سوپ های گرم مامانش رو برای همین مثل گربه ها توی خودش جمع شد آروم شروع کرد به گریه کردن
تهیونگ رفته بود تا برای ات مسکن بیاره
که با دیدن ات که آنقدر کیوت هست
دلش می خواست بچلونش
تهیونگ رفت و دست ات رو گرفت و
سمت خودش کشید که ات گفت:
+ایییییییی هق دل هق م هق د..ر..د می کنه هق هق نکن اییییییییی
تهیونگ دستشو به نشانه تسلیم بالا برد
گفت:
-باشه باشه قلط کردم
+دیگه از این قلطا نکن
- دختر کوچولوی پرووووووو
(آروم زمزمه)
تهیونگ مسکن رو به دخترکش داد
و روبه دختر کرد و گفت :
-ات اینو بخور باهات کار دارم
+چی کار داری
-بخور تو
+باشه
-ات من و تو به خاطر دلایلی باید باهم ازدواج کنیم
+چیییی(همین طوری آب از دهنش روی تهیونگ ریخت)
-ات تو اینطوری می تونی به پدرت هم
کمک کنی تا دوباره شرکتش به اوج
بگیره و وقتی که تو قبول کنی
۲۰۰ملیارد وون به حساب پدرت واریز
میشه
بعد یک ماه من هم میام خواستگاریت
+خوب چی به تو میرسه
-تو برای من یه بچه به دنیا میاری
من هم جانشین پدر بزرگم میشم
اینطور توهم خانوادت را از مردن نجات
می دی هم من به خواستم می رسم
و قول میدم نزارم کسی حرفی بهت بزنه
ولی ما باید یه جور رفتار کنیم انگار هم رو دوست داریم
+یعنی اگر من بگم آره همه چی حله
و اون پول به حساب پدرم ریخته میشه
خمارییییی😈😈
علامت تهیونگ -
علامت ات+
(میدونم خیلی توی خماری گذاشتمتون
اما ایران نبودم و گوشیم هم روی
رومینگ بود اگر هم پیام میدادم
خیلی گرون می شد
معذرت میخوام😔😔😔🥺)
ویو صبح
بیدار شدم دیدم بغل تهیونگ هستم
دستش دورم حلقه شده بود
تا خواستم بلند شم زیر دلم تیر بدی کشید
افتادم زدم زیر
گریه
ویو ته
با صدای گریه دختری
از خواب نازم دست کشیدم
بلند شدم که دیدم ات داره گریه. می کنه
رفتم پیشش
که ات گفت :
+تو به هق من ت، هق ج، ا، و،ز هق
کردی
وقتی ات این حرف رو زد ته کلک و پراش پاچید گفت :
- چی زر زر می کنی
+پس چرا من هم خ. و. ن. ر. ی. ز. ی دارم هم دل درد
-چون پریودی. احمق
ات حسابی سرخ شده بود
دلش گریه می خواست و البته سوپ های گرم مامانش رو برای همین مثل گربه ها توی خودش جمع شد آروم شروع کرد به گریه کردن
تهیونگ رفته بود تا برای ات مسکن بیاره
که با دیدن ات که آنقدر کیوت هست
دلش می خواست بچلونش
تهیونگ رفت و دست ات رو گرفت و
سمت خودش کشید که ات گفت:
+ایییییییی هق دل هق م هق د..ر..د می کنه هق هق نکن اییییییییی
تهیونگ دستشو به نشانه تسلیم بالا برد
گفت:
-باشه باشه قلط کردم
+دیگه از این قلطا نکن
- دختر کوچولوی پرووووووو
(آروم زمزمه)
تهیونگ مسکن رو به دخترکش داد
و روبه دختر کرد و گفت :
-ات اینو بخور باهات کار دارم
+چی کار داری
-بخور تو
+باشه
-ات من و تو به خاطر دلایلی باید باهم ازدواج کنیم
+چیییی(همین طوری آب از دهنش روی تهیونگ ریخت)
-ات تو اینطوری می تونی به پدرت هم
کمک کنی تا دوباره شرکتش به اوج
بگیره و وقتی که تو قبول کنی
۲۰۰ملیارد وون به حساب پدرت واریز
میشه
بعد یک ماه من هم میام خواستگاریت
+خوب چی به تو میرسه
-تو برای من یه بچه به دنیا میاری
من هم جانشین پدر بزرگم میشم
اینطور توهم خانوادت را از مردن نجات
می دی هم من به خواستم می رسم
و قول میدم نزارم کسی حرفی بهت بزنه
ولی ما باید یه جور رفتار کنیم انگار هم رو دوست داریم
+یعنی اگر من بگم آره همه چی حله
و اون پول به حساب پدرم ریخته میشه
خمارییییی😈😈
- ۶.۷k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط