بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت صد سی دو🍷🗡
چیزی نگفتم یعنی مرتیکه نفهم نمیفهمی دردمیکنه
چیز اندازه ،،،،تومن
پوفی کشیدم که خودش. فهمید بلندشدم سریع سرمو انداختم پایین از خجالت سرخ شده بودم
نیشخندی زد دستشو گذاشت روفکم واروم اورد بالا
+خجالت میکشی جدن
چشامو ازش دزدیدم و چیزی نگفتم
خندید و اروم خم شد. روم بوسه ای کنج لبم زد
دستشو گذاشت زیر کتفم واروم بلندم کردکه شکمم تیر کشید
اخی گفتم
+ چیکار میکنی؟
-لب زد ببرمت حموم حالت خوب بشه
منو ؟
مخاست منو ببره؟واااای نه من همنجوریشم داشتم ازخجالت اب میشدم
لب باز کردم تامخالفت کنم
که بالبخند محوی گفت
+هیس!!!!!!!بریم حموم دخترم ،،،،
پارت صد سی دو🍷🗡
چیزی نگفتم یعنی مرتیکه نفهم نمیفهمی دردمیکنه
چیز اندازه ،،،،تومن
پوفی کشیدم که خودش. فهمید بلندشدم سریع سرمو انداختم پایین از خجالت سرخ شده بودم
نیشخندی زد دستشو گذاشت روفکم واروم اورد بالا
+خجالت میکشی جدن
چشامو ازش دزدیدم و چیزی نگفتم
خندید و اروم خم شد. روم بوسه ای کنج لبم زد
دستشو گذاشت زیر کتفم واروم بلندم کردکه شکمم تیر کشید
اخی گفتم
+ چیکار میکنی؟
-لب زد ببرمت حموم حالت خوب بشه
منو ؟
مخاست منو ببره؟واااای نه من همنجوریشم داشتم ازخجالت اب میشدم
لب باز کردم تامخالفت کنم
که بالبخند محوی گفت
+هیس!!!!!!!بریم حموم دخترم ،،،،
- ۲.۹k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط