{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این فقط یه هوسه

این فقط یه هوسه!!


در حالی که دختر رو میبوسید اون رو سمت اتاق خواب می‌برد....
به محض رسیدن،اون رو روی تخت گذاشت و در حالی که اون رو میبوسید و نفس هاش رو بی رحمانه تو صورتش
خالی میکرد آروم آروم لباس های خودش و دختر رو در میورد
بخاطر کمبود نفس جدا شد و گفت:
_یادت باشه فردا وقتی بیدار شدیم بهم بگی که امشب فقط یه هوس بود!تا زودتر جذبت بشم اونم با حرفی که خودم بهت زدم!!


خواستم حالا که کم کم داریم نزدیک صد نفر میشیم بیشتر پست بزارم و نظرات و حمایت هاتونو ببینم امیدوارم دوسش داشته باشین!!

نوشته شده توسطه:
livia.
کمپانیه:
JYH_ENTERTINMENT.
دیدگاه ها (۴)

بگو چیززز!همونطور که به دخترکش در آینه خیره بود و روی تختِ ا...

درخواستی هانغرق شوم؟وقتی به چشمانت خیره می‌شوم دریایی میبینم...

تو مال منی (۱)p⁷رفتیم ساحل که نشستیم روی شن هاتویه آرامش بود...

𝒩𝘢𝘮𝘦 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 : 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘪𝘤𝘦 𝘖𝘧 𝘛𝘳𝘶𝘵𝘩𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟭𝟯- بره به جهنم !هانا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط