{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمان طلایی؟!

زمان طلایی؟!



اون میتونست بگه از همه ی ادما متنفره اما اون یک استثنا بود!
اون دختر در حالی که با بدنی برهنه روی تختش خوابیده بود مثل یک نقاشیِ هنری میموند! انگار طراحش...چندین سال برای کشیدنش فکر کرده بود!
همینطور که به دختر نگاه می‌کرد متوجه نشد زمان که گذشته و حالا نورِ داغِ خورشید داره بدنشو میسوزونه!
به سمت پنجره رفت و پرده رو کشید تا دختر بتونه راحت تر بخوابه.
اون دختر کسی بود که بی چون و چرا برای مینهو تلاش کرده بود و حالا به چیزی که می‌خواست رسید. اون بالاخره تونست مینهو رو عاشقِ خودش کنه و مطمئن بودی روزی میرسه که شب هارو در بغل بزرگش سپری میکنه!
و حالا این همون زمانِ طلایی بود تا با خواستش برسه!!

اینم یکی دیگه چون پست"روباه گیج" خیلی نسبت به پستای دیگم حمایتاش بیشتر بود یکی دیگه براتون گذاشتم و امیدوارم دوسش داشته باشین! ترجیحا دلم میخواد از ۹۵ نفری که تو چنلم هستن و بعضیاشون فقط میخونن و هیچی به هیچی حمایت ها بیشتر بشه!!

نوشته شده توسطه:
livia.
کمپانیه:
JYH_ENTERTINMENT.
دیدگاه ها (۱۰)

#چندپارتیفک کنم نون برنجی ها کار خودشونو کردن..لینو/ا.تP:4می...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۹بعد از اعتراف ، رابطه‌ی هان و مینهو ...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟓پسرا به طرف ورا اومدن ...

خب بریم 🎀 حالا تقریبا یه روز از اون اتفاق گذشت و دیشب سانزو...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³³ویو: جونگ‌کوکپشت میزم نشسته بودم...

#چندپارتیلینو/ا.تP:2قشنگترین لباس هات رو پوشیده بودی و منتظر...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇21ویو هویج:کلاس تموم شده بود و بیشتر ...

لب از لب باز نکرد. دلش نمی‌خواست الان چیزی بگه. نه حالا که ی...

*عشق در اعماق یک مافیا*پارت ۱دوباره با بابام دعوام شد… و تهش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط