پارت

پارت 1
ویو ات: روی یه نیمکت توی یه پیست ورزشی نشسته بودم و ایرپاد توی گوشم بود و داشتم کنسرت بی تی اسو میدیدم که یه نفر بهم گفت: نامجون: آرمی هستی؟
ات: نگاهش نکردم که ببینم کیه بی اعتنا گفتم:
ات: نه ولی اهنگاشونو گوش میدم
نامجون: میشه منم گوش بدم؟
ات: یدونه از ایرپادمو توی گوشم بردار
نامجون ویو: چه دختر خوشگلیه باید مال خودم باشه برای اینکه حرصشو در بیارم گفتم:
نامجون: چه اهنگاشون زشته ریدم تو سلیقت
ات ویو: بلند شدم که یه مشت بزنم تو صورتش که با صحنه عجیبی رو به رو شدم زبونم بند اومده بود باورم نمیشد نامجون لیدر بی تی اس با اعضای بی تی اس همشون جلوی من بودن از خجالت داشتم اب میشدم تنها راهی که به ذهنم رسید این بود که فرار کنم با سرعتی بالا دویدم نامجون و اعضا هم دنبالم
نامجون: صبر کن دخترررررر«عربده»
ات: منو گم کردن خداروشکر رسیدم به یه کوچه بنبست که یه لیموزین مشکی جلوی راهمو گرفت و نذاشت برم چی مینهو؟«مینهو یه مافیا هست که میخواد با ات ازدواج کنه ولی ات از مینهو بدش میاد و از دستش فرار میکنه»
مینهو و یار هاش با چاقو هایی بسیار بزرگ اومدن سمت ات
ات یکم هنر های رزمی بلد بود و باهاشون جنگید ولی.....
دیدگاه ها (۰)

پارت 2ات ویو: مینهو و ادم هاش با چاقو طرفم اومدن منم یکم هنر...

معرفی: ات _ نامجون _ جین _جیمین_شوگا_جونگ کوک _جی هوپ _تهیون...

میخوام فیک بنویسم حمایت میشه؟ اگه موافقین لایک کنید

تنها امید زندگیم پارت ۱سلام من ات هست و ۲۴ سالمه من عضو هشتم...

وقتی عموت بود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط