.♡دزدی من♡.
.♡دزدی من♡.
پارت 5
۷ ساعت بعد :
ویو ات:
از خوای بیدار شدم دیدم ساعت ۶ عصره
عوووووو چقدر خوابیدم
پاشدم رفتم سرویس کارامو کردم اومدم بیرون یه جیزی خوردم
رفتم حموم ۳۰ مینی اومدم با حوله نشستم یه آرایش معمولی کردم موهامو خشک کردم و کرلی کردم ،گذاشتم باز بمونه
حوله رو با لباسی که دیروز خریدم عوض کردم و عطر شیرینمو زدم برای بار آخر به خودم نگاهی کردم و لیپ گلاس به لبام زدم
رفتم بیرون سوار ماشین شدم و به آدرسی که الکس فرستاده بود رفتم
۴۰ مین بعد جلوی یه عمارت بزرگ بودم که داخلش کلی ماشین لوکس و مدل بالا بود
از ماشین پیدا شدم و یکی از نگهبانا به سمتم اومد
نگهبان: خوش آمدید ازین طرف
منو برد داخل عمارت
خیلی قشنگ بود و خودش رفت
به دور و ور نگاه کردم پر بود از مافیا ها
موسیقی آرومی پخش میشد
رفتم سمت یک میز حقیقتا تنها بودن سخته خیلی هم سخته
از داخل سینی که در دست گارسون های در حرکت بود یک جام آب شنگولی (چی بگم خو؟؟🤣)برداشتم
ات: کیم مهمونی گرفته و خودش حضور نداره ( زیر لب و با خنده ای آروم)
¿¿: مادام؟
برگشتم سمت صدا
ای خداااا ای کاش اون حرف رو نمیزدم
خود بی صاحابش بود
ته : فکر نمی کردم از آمریکا پاشی بیای اینجا(لبخندی ملیح)
ات: فقط که به خاطر تو نبود یه کارایی هم داشتم
ته : خیلی خب باشه از مهمونی لذت ببر
ات: باز چه نقشه ای داری ؟
کیم رفت فکر کنم نشنید
داشتم دور برمو نگاه می کردم که چشمم خورد به یه پسر آشنا
کجا دیده بودمش؟
آها آخرین قمارم با این بود
هههه به من باخت
یه دختر بت لباس ناجور رفت رو پاش نشست و بوسیدش
عوق حالم بد شد
که یهو .....
ادامه دارد
لباس ات اسلاید ۲
آرایش ات
لباس دختره اسلاید ۴
دختره اسلاید ۵
(شرط داریم)
5 لایک
پارت 5
۷ ساعت بعد :
ویو ات:
از خوای بیدار شدم دیدم ساعت ۶ عصره
عوووووو چقدر خوابیدم
پاشدم رفتم سرویس کارامو کردم اومدم بیرون یه جیزی خوردم
رفتم حموم ۳۰ مینی اومدم با حوله نشستم یه آرایش معمولی کردم موهامو خشک کردم و کرلی کردم ،گذاشتم باز بمونه
حوله رو با لباسی که دیروز خریدم عوض کردم و عطر شیرینمو زدم برای بار آخر به خودم نگاهی کردم و لیپ گلاس به لبام زدم
رفتم بیرون سوار ماشین شدم و به آدرسی که الکس فرستاده بود رفتم
۴۰ مین بعد جلوی یه عمارت بزرگ بودم که داخلش کلی ماشین لوکس و مدل بالا بود
از ماشین پیدا شدم و یکی از نگهبانا به سمتم اومد
نگهبان: خوش آمدید ازین طرف
منو برد داخل عمارت
خیلی قشنگ بود و خودش رفت
به دور و ور نگاه کردم پر بود از مافیا ها
موسیقی آرومی پخش میشد
رفتم سمت یک میز حقیقتا تنها بودن سخته خیلی هم سخته
از داخل سینی که در دست گارسون های در حرکت بود یک جام آب شنگولی (چی بگم خو؟؟🤣)برداشتم
ات: کیم مهمونی گرفته و خودش حضور نداره ( زیر لب و با خنده ای آروم)
¿¿: مادام؟
برگشتم سمت صدا
ای خداااا ای کاش اون حرف رو نمیزدم
خود بی صاحابش بود
ته : فکر نمی کردم از آمریکا پاشی بیای اینجا(لبخندی ملیح)
ات: فقط که به خاطر تو نبود یه کارایی هم داشتم
ته : خیلی خب باشه از مهمونی لذت ببر
ات: باز چه نقشه ای داری ؟
کیم رفت فکر کنم نشنید
داشتم دور برمو نگاه می کردم که چشمم خورد به یه پسر آشنا
کجا دیده بودمش؟
آها آخرین قمارم با این بود
هههه به من باخت
یه دختر بت لباس ناجور رفت رو پاش نشست و بوسیدش
عوق حالم بد شد
که یهو .....
ادامه دارد
لباس ات اسلاید ۲
آرایش ات
لباس دختره اسلاید ۴
دختره اسلاید ۵
(شرط داریم)
5 لایک
- ۲۳۷
- ۲۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط