♡دزدی من♡.
♡دزدی من♡.
پارت4
یک ماه بعد :
ویو ات :
تو این یک ماه مثل آدم های عادی زندگی کردم و از دنیای مافیا بی خبر بودم راسیتش بهترین یک ماه زندگیم بود
طبق عادت هروزم صبح زود رفتم پیاده روی
رفتم داخل یه کافه و قهوه سفارش دادم
داشتم از آرامش و سکوت کافه لذت می بردم تا اینکه صدای زنگ گوشیم سکوت رو شکست
لعنتی الکس بود
الکس دست راستم و بهش گفته بودم چند وقت به من زنگ نزنه یا خبری ازم نگیره چون می خاستم خودم باشم و نمی خاستم کسی تو این زندگی دخالتی داشته باشه
جواب دادم
ات: الو
الکس: سلام دختر چطوری
ات: سلام چیشده زنگ زدی؟
الکس : کیم (تهیونگ رقیب اته)یه مهمونی مافیایی گرفته که داخل سئوله اگه خواستی برو
ات: حوصله داشته باشم میرم کیه؟
الکس : امروزه
ات: چیییییی(داد)
الکس: آروم چته خودمم الان فهمیدم
ات: من باید برم لباس بخرم کلی کار دارم فعلا
منتظر هیچی نموندم قطع کردم میدونستم خودش آدرس رو می فرسته
سریع از کافه اومدم بیرون که چشمم به اونور خیابون افتاد یه مرسدس بنز مشکی شیشه دودی بود چند وقته هرجا میرم این ماشینو میبینم
رفتم سوار ماشین خودم شدم و رفتم سمت خونه
صد در صد نمیشه با لباس ورزشی رفت خرید
رفتم تو خونه یه لباس پوشیدم و اومدم بیرون دوباره سوال ماشین شدم و راه افتادم سمت پاساژ
ماشین رو تو پارکینگ پارک کردم و رفتم دنبال یه لباس گشتم که خیلی مجلسی نباشه و حالت مافیایی داشته باشه بلاخره یک چیزی پیدا کردم و خریدم
رفتم تا استراحت کنم واسه مهمونی شب
ادامه دارد ....
(اسلاید ۲ لباس ات برای ورزش (پیاده روی)
اسلاید ۳ لباسش برای خرید
اسلاید ۴ ماشینش)
پارت4
یک ماه بعد :
ویو ات :
تو این یک ماه مثل آدم های عادی زندگی کردم و از دنیای مافیا بی خبر بودم راسیتش بهترین یک ماه زندگیم بود
طبق عادت هروزم صبح زود رفتم پیاده روی
رفتم داخل یه کافه و قهوه سفارش دادم
داشتم از آرامش و سکوت کافه لذت می بردم تا اینکه صدای زنگ گوشیم سکوت رو شکست
لعنتی الکس بود
الکس دست راستم و بهش گفته بودم چند وقت به من زنگ نزنه یا خبری ازم نگیره چون می خاستم خودم باشم و نمی خاستم کسی تو این زندگی دخالتی داشته باشه
جواب دادم
ات: الو
الکس: سلام دختر چطوری
ات: سلام چیشده زنگ زدی؟
الکس : کیم (تهیونگ رقیب اته)یه مهمونی مافیایی گرفته که داخل سئوله اگه خواستی برو
ات: حوصله داشته باشم میرم کیه؟
الکس : امروزه
ات: چیییییی(داد)
الکس: آروم چته خودمم الان فهمیدم
ات: من باید برم لباس بخرم کلی کار دارم فعلا
منتظر هیچی نموندم قطع کردم میدونستم خودش آدرس رو می فرسته
سریع از کافه اومدم بیرون که چشمم به اونور خیابون افتاد یه مرسدس بنز مشکی شیشه دودی بود چند وقته هرجا میرم این ماشینو میبینم
رفتم سوار ماشین خودم شدم و رفتم سمت خونه
صد در صد نمیشه با لباس ورزشی رفت خرید
رفتم تو خونه یه لباس پوشیدم و اومدم بیرون دوباره سوال ماشین شدم و راه افتادم سمت پاساژ
ماشین رو تو پارکینگ پارک کردم و رفتم دنبال یه لباس گشتم که خیلی مجلسی نباشه و حالت مافیایی داشته باشه بلاخره یک چیزی پیدا کردم و خریدم
رفتم تا استراحت کنم واسه مهمونی شب
ادامه دارد ....
(اسلاید ۲ لباس ات برای ورزش (پیاده روی)
اسلاید ۳ لباسش برای خرید
اسلاید ۴ ماشینش)
- ۲۲۹
- ۲۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط