{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدم آن چشم سیه وای که دیوانه شدم

دیدم آن چشم سیه وای که دیوانه شدم

بر سر چشم پر از ناز تو پروانه شدم

دلم از دیدن چشمان تو لرزید و شکست

تو چه کردی که خراب از دل و ویرانه شد
دیدگاه ها (۶)

یا خاطره نسازیدیا بمونید و پاش وایسید بعد رفتنتون آدم شاید ب...

اینجا اگر تو باشی فدای سر هر کهکه میخواهد نباشداینجا من به ت...

میترسم از آن چشم سیه مست که آخر از ره ببرد صائب سجاده نشین ر...

من..نه آنقدر‌دلبرم..که دل تمام شهر از صدایم بلرزد..نه آنقدر ...

چشمِ تو، دلِ مرا برد و به جانم نشستتا ندانم که چه شداین دلِ ...

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

چشم بد ازت دور زندگیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط