{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکمت

حکمت
دستانِ من است
قسمت
آغوشِ تو
به همین سادگی عزیزِ دلِ نیامده
معمایِ این همه نشدن و نماندن
به همین آسانی حل می شود
وقتی هیچ نگاهی تمنایِ مرا نمی فهمد
و هیچ آغوشی
تو را تسکین نمی دهد
حالا که محرم نمی شود هیچ کس
جز تو
به تمامِ عاشقانه هایِ صف کشیده در این دل
به یک باره دیدی از این دیوانه تر شوم
روزه ی سکوت بگیرم
و دیگر
با هیچکس
کلامی نگویم
از کجا معلوم شاید
خدا به گوش ت رساند
و تو آمدی
و روزه ی مرا
با عطرِ وجودت
افطار کردی ... !
دیدگاه ها (۱)

تو همان آب گوارای به وقت سحری نچشیدیم لبی از تو، اذان را گفت...

‏تو باشی حال همه یجمعه های بی حوصله خوبه

💠خشنود کردن مومن 🔰امام کاظم علیه السّلام فرمودند:«مَن سَرَّ...

ان لحظه سر از پا نمی شناختم . پریسا برای من بود  ان چشمانش  ...

ان لحظه سر از پا نمی شناختم . پریسا برای من بود  ان چشمانش  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط