یچی تغییر کرده اونم کویرک ریونا ست که توی مقدمه تصحیح کر
(یچی تغییر کرده اونم کویرک ریونا ست که توی مقدمه تصحیح کردم(دومین مطلب پیج)
ویو کایا: وقتی لگدش خورد زیر چونه ام چند قدم افتادم عقب تا اومدم به خودم بیام دیدم ریونا دوباره روی پاهاش ایستاده و داره با نیشخند بهم نگاه میکنه
+"پس اینکه گذاشتی شمشیرمو ببرتت عمدی بود یا غافلگیر شدی؟"
(بچه ریونا=- ... کایا=+ )
ـ"مجبورم جواب سوالتو بدم؟"
شمشیرمو توی دستم چرخوندم و رفتم جلوی ایندفعه نیم خیز شدم و پایین تنه اش رو هدف گرفتم ولی اون پرید بالا و از روی سرم جهید و رفت پشت سرم منم سریع شمشیرمو چرخوندم جوری که تیقه اش به پشتم باشه و بردمش عقب...تونستم خس کنم که ایندفعه بهش خوردم و شمشیر فرو رفت توی رانش .اون پرید عقب و شمشیر بیرون اومد...این اصلا درد رو احساس میکنه؟
(ببخشید کوتاه شد بجاش امروز دوتا پارت دیگه هم میدم)
ویو کایا: وقتی لگدش خورد زیر چونه ام چند قدم افتادم عقب تا اومدم به خودم بیام دیدم ریونا دوباره روی پاهاش ایستاده و داره با نیشخند بهم نگاه میکنه
+"پس اینکه گذاشتی شمشیرمو ببرتت عمدی بود یا غافلگیر شدی؟"
(بچه ریونا=- ... کایا=+ )
ـ"مجبورم جواب سوالتو بدم؟"
شمشیرمو توی دستم چرخوندم و رفتم جلوی ایندفعه نیم خیز شدم و پایین تنه اش رو هدف گرفتم ولی اون پرید بالا و از روی سرم جهید و رفت پشت سرم منم سریع شمشیرمو چرخوندم جوری که تیقه اش به پشتم باشه و بردمش عقب...تونستم خس کنم که ایندفعه بهش خوردم و شمشیر فرو رفت توی رانش .اون پرید عقب و شمشیر بیرون اومد...این اصلا درد رو احساس میکنه؟
(ببخشید کوتاه شد بجاش امروز دوتا پارت دیگه هم میدم)
- ۹۹
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط