my dance partner
my dance partner🌊
#my_dance_partner
𝑷𝑨𝑹𝑻 13
ویو جیمین:
واقعا دارم لوس میشم میدونم ولی واقعا انتظار داشتم عصبانی بشه و بگه چرا اینجام ولی به جاش منو تو اغوشش گرفت و بهم گفت نیاز دارم استراحت کنم بهش بگم دوستش دارم؟ بعد اجرا اعتراف میکنم اینجوری خیلی بهتره.
محکم بغلش کردم.
_خیلی گرم و نرمی
ویو ات:
تک تک حرفاش دربارمو میپرستم انگشتام ناخوداگاه راهشونو توی جنگل انبوه موهای نرم و مشکیش پیدا کردن طوری که انگار از اولم به همونجا تعلق دارن.
چطوری روزگارم به اینجا رسید که راحت میتونم بهش التماس کنم منو بیشتر از یه دوست ببینه؟ خیلی بی دفاع مطیع میتونم روی زانوهام بیفتم براش، میتونم بپرستمش و هزار تا راه دیگه تا بفهمه عاشقشم تا بدونه از وقتی که منو بوسید طوری توی زندگیم به جایگاهی با ارزش دست یافت که تا قبل از اون نمیدونستم وجود داره. دیگه نمیتونم وانمود کنم.شاید روزی هزاران بار با خودم گفتم ای کاش هرگز ملاقاتت نمیکردم یا حداقل منو توی مستیت منو نمیبوسیدی اینجوری فراموش کردن برام راحتر بود لعنتی ولی الان تو اغوشم من چطور میتونم این لحظه رو فراموش کنم
یه ساعت بعد:
ویو جیمین:
دوباره بیدار شدم ساعت 9 دوباره بیدار شدن تو بغل ات، حس فوق العاده ایه که قابل وصف نیست اون حتی یکمم تکون نخورد تا من بخوابم و همچنان داشت به نوازش موهام ادامه میداد، جدی. یه ساعت کامل؟
بهش نگاه کردم.
=صبحت بخیر خوابالو (لبخند)
دوباره خودمو تو اغوشش فرو کردم و به کمرش چنگ زدم که خندید.
=بسه دیگه پاشو برو خونت بعدا برو کمپانی تا از اونجا با مدیرا بریم محل برگزاری اجرا باشه؟
_نوموخوام... اینجا گرم و نرمه من نمیرم.
ویو ات:
من برای این ادم ضعیفم، اما بعد یه ساعت که باهام صبحانه خورد تازه خودشم اشپزی کرده بود رفت.
.
.
.
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#تهیونگ
#ته_ته
#my_dance_partner
𝑷𝑨𝑹𝑻 13
ویو جیمین:
واقعا دارم لوس میشم میدونم ولی واقعا انتظار داشتم عصبانی بشه و بگه چرا اینجام ولی به جاش منو تو اغوشش گرفت و بهم گفت نیاز دارم استراحت کنم بهش بگم دوستش دارم؟ بعد اجرا اعتراف میکنم اینجوری خیلی بهتره.
محکم بغلش کردم.
_خیلی گرم و نرمی
ویو ات:
تک تک حرفاش دربارمو میپرستم انگشتام ناخوداگاه راهشونو توی جنگل انبوه موهای نرم و مشکیش پیدا کردن طوری که انگار از اولم به همونجا تعلق دارن.
چطوری روزگارم به اینجا رسید که راحت میتونم بهش التماس کنم منو بیشتر از یه دوست ببینه؟ خیلی بی دفاع مطیع میتونم روی زانوهام بیفتم براش، میتونم بپرستمش و هزار تا راه دیگه تا بفهمه عاشقشم تا بدونه از وقتی که منو بوسید طوری توی زندگیم به جایگاهی با ارزش دست یافت که تا قبل از اون نمیدونستم وجود داره. دیگه نمیتونم وانمود کنم.شاید روزی هزاران بار با خودم گفتم ای کاش هرگز ملاقاتت نمیکردم یا حداقل منو توی مستیت منو نمیبوسیدی اینجوری فراموش کردن برام راحتر بود لعنتی ولی الان تو اغوشم من چطور میتونم این لحظه رو فراموش کنم
یه ساعت بعد:
ویو جیمین:
دوباره بیدار شدم ساعت 9 دوباره بیدار شدن تو بغل ات، حس فوق العاده ایه که قابل وصف نیست اون حتی یکمم تکون نخورد تا من بخوابم و همچنان داشت به نوازش موهام ادامه میداد، جدی. یه ساعت کامل؟
بهش نگاه کردم.
=صبحت بخیر خوابالو (لبخند)
دوباره خودمو تو اغوشش فرو کردم و به کمرش چنگ زدم که خندید.
=بسه دیگه پاشو برو خونت بعدا برو کمپانی تا از اونجا با مدیرا بریم محل برگزاری اجرا باشه؟
_نوموخوام... اینجا گرم و نرمه من نمیرم.
ویو ات:
من برای این ادم ضعیفم، اما بعد یه ساعت که باهام صبحانه خورد تازه خودشم اشپزی کرده بود رفت.
.
.
.
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#تهیونگ
#ته_ته
- ۷.۹k
- ۰۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط