،،

،،
هوا کبود شد، این ابتدای باران است
دلا دوباره شب دلگشای باران است

نگاه تا خلاء وهم می‌کشاندمان
مرا به کوچه ببر، این صدای باران است

اگرچه سینه من شوره زار تنهایی است
ولی نگاه ترم آشنای باران است

دلم گرفته از این سقف های بی روزن
که عشق رهگذر کوچه‌های باران است

بیا دوباره نگیریم چتر فاصله را
که روی شانه‌ی گل، جای پای باران است

نزول آب حضور دوباره برگ است
دوام باغچه در های‌های باران است



‌‎
دیدگاه ها (۰)

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

هوا کبود شد، این ابتدای باران استدلا دوباره شب دلگشای باران ...

...چه زیباست قدم زدن، با تو در این عصر پاییزیبا چتر خاطره...

پاییز شد دوباره دلش بیقرار شدمردی که باز عاشق فصل انار شددر ...

تورا شبیه خودم بی نقاب میخواهمبدون پرده مست وخراب میخواهمدوب...

•یلدای امسال هم مثل یلدای سال‌های گذشته، پاییز و زمستان را ب...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

خانوم کوچولو؟در کوچه ای خلوت قدم میزدم موهایم بخاطر باران خی...

⚘بهترینِ بهترینِ من...⚘زرد و نیلی و بنفشسبز و آبی و کبودبا ب...

دیدار دوباره ما؛ #هیونجین صدای دلنشین نم نم باران بر همه جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط