{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جسمم شده ست نقطه ی پیوند دردها

جسمم شده ست نقطه ی پیوند دردها

قدم خمیده تر شده از پیرمردها

در هیچ جا قرار ندارم ،قرابتی ست

این روزها میان من و دوره گردها

هربار خورده ام به زمین مثل بار قبل

تنها شکست سهم من است از نبردها

تسکین نداد گریه کمی از غم مرا

فرق است بین غصه ی زن ها و مردها

آن سوی آب ها به چه رنگ است آسمان؟

جز "آه" نیست پاسخ دریانوردها!

 

#مسلم محبی
#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۳)

بی روسری بیا که دقیقا ببینمتاما به گونه ای که فقط من ببینمت ...

جز اینکه به نبود تو عادت نکرده اماز من چه خواستی که اجابت نک...

هراس و حسرت و اندوه و یک خروار نفرین را  ...چه مشکل می کشی ب...

کسی پای دلم را ابتدای راه می گیردزبانم در ادای بای بسم الله ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط