{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای آرزوی من، زکجا باز جویمت ؟؟

ای آرزوی من، زکجا باز جویمت ؟؟

تا همچو نی نوازم و چون گل ببویمت

تا بنگری چه می کشم از دوری ات دمی

بگذار پا به دیده ی من تا بگویمت

در خون خویش غوطه ورم تا به کوی تو

تا چون قلم طریق محبت بپویمت

گفتی که منتهای امید تو چیست؟ آه

ای منتهای آرزوی من، چه گویمت؟

از هرچه هست در همه عالم تو را گزید

خاطر، اگر که از همه عالم بجویمت

در چشم من یکی ز ره مردمی در آی

تا گرد ره به اشک ز دامن بشویمت

مهرداد اوستا
دیدگاه ها (۱)

بعضی آدمها ،انگار چوب اند…تا عصبانی می شوند، آتش میگیرند،و ه...

زیر باران دیدن دلدار می چسبد عجیب...دست توی دست های یار می چ...

عشق یعنی بوسه های دزدکی در کوچه هاپایِ کوه و دست های قرمز از...

حال من بد نیست اما گریه می خواهم فقطشب به شب یلدا به یلدا گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط