یکبار هم به من گفت عزیزترینم

یکبار هم به من گفت: "عزیزترینم"...

تا آن زمان هیچ واژه ای، نتوانسته بود تا این حد برایم جاودانه بماند؛ و کلمات فقط مشتی کلمات بودند در اقتضای زمان و مکانی محدود...

ولی "عزیزترینم...!"
فکرش را بکنید که در میان تمام عزیزانی که دارد، تو، "ترینِ" آنهایی!
این یعنی مرا کاملا آزاد و شرافتمندانه دوست می داشت، آنهم در کمال دارایی...‌
نه از روی ترس و تنهایی اش.
دیدگاه ها (۱۰)

انقدر برام عادی شده که اگه کسایی که دوسشون دارم بهم بدی کنن،...

مثلـاً آخرِ شب زنگــ بزند و با لحنِ تندی بگوید :خودت را گیر ...

هِــی فلـانی !خُلـاصه یِ تمامِ حرفــ هایم ↘ ️دوستت دارم . . ...

عزیزی دارمجان تر از جاناما نمیدانم تمام وقتهایی که بینهایت د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط