{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان شب مافیایی

رمان شب مافیایی

😈پارت پنجم😈

بعد از خوردن شام با بکهیون یه فیلم سینمایی گذاشتیم تا ببینیم
فیلمش اکشن بود ولی خیلی قشنگ
داشتم نوتلا و توت فرنگی میخوردم که یک دفعه بکهیون دستش و سمت ظرفم دراز کرد که زدم رو دستش
بکهیون با قیافه مظلوم لبای اوزونش گفت:
_ منم میخوام خووو
_ خودت داری
_ یکی های من تمام شد
یه نگاه به ظرف خالیش انداختم و نچ نچی کردم
میخواستم باهاش شوخی کنم
بکهیون تو یه حرکت انگشتمو زد تو نوتلا ها و انگشتم و روی لبام گیشید و روم حجوم اورد لبش رو گذاشت رو لبام
قلبم از این حرکت ناگهانیش نا منظم میزد
بعد از یه بوسه و خوردن نوتلا های روی لبام گفت:
_ دسته کمی از توت فرنگی نداشت. « لبات با طعم توت فرنگی خیلی شیرین شده»
ازم جدا شد و ظرف توت فرنگی رو برداشته و شروع به خوردن کرد
منم بلند شدم نشستم .
_ مامان بابات کجان؟
مامان بابام واسه یه سفر کاری رفته بود توکیو قرار بود تا هفته دیگه بیان
_ رفتن توکیو
_ چرا تو نرفتی باهاشون؟
من مظلوم بهش نگاه کردم و گفتم :
_ من بدون تو هیچ جا نمیرم
بکهیون یکم بهم نگاه کرد و کم کم نزدیکم شد
کمرمو گرفت و لبتش رو رو لبام قرار داد
دستم و دور گردنش حلقه کردم چمام و بستم شروع به بوسیدنش کردم.

لایک و کامنت یادتون نره....
30 تا لایک تا اپ پارت بعد😊💕
دیدگاه ها (۹)

رمان شب مافیایی👽😈پارت ششم😈لباش رو اروم از رو لبام برداشت _ د...

کدوم ماهی؟ خودم ساختم اصکی ممنوع

منم میخوام😭😭😭😭

تو رو خدا واسه رمان کامنت و لایک بزارید و اینقدر تو کامتا نگ...

پارت۷~Goddess ~رمان

سرد برای منپارت ۲۶ویو ۱ هفته بعد..............ا.ت ویو..........

قرار نبود عاشقش بشم پارت: 3=داداش الان وقتشه برو پیشش منم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط