{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بزن باران بزن شاید توخاموشم کنی

بزن باران بزن شاید توخاموشم کنی

شایدسوزش این زخم هاراکم کنی

آه باران سرآپای وجودم آتش است

پس بزن باران بزن شایدتوخاموشم کنی
دیدگاه ها (۶)

دیر شده ، می دانم !باید بیایمباران را در چشم هایت بند بیاورم...

قدر داشته هامونوبدونیم کة خیلی زوددیرمیشه......

حالــم بهــم مے خورداز دنیایــے کـه 《نه متــاهـــل هایش عاشـ...

از این همه اتفاق دیگر سیرمبا قافیه های خسته ای درگیرمیک روز ...

🥀 آه از آن اسفند و این آتش که بر جانمان افکند 💔😭😭😭😭#رهبر_شه...

✅ آوازخوانی شهروند یزدی در راسته بازار یهودیان یزدمَن کجا با...

آرزو حاجی خانی ، غزل مثنوی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط