{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پایانی زیباتر و دلتنگ تر برای دلتنگی هایم هست ..؟

پایانی زیباتر و دلتنگ تر برای دلتنگی هایم هست ..؟
آنگاه که در یک دستم
دستان خیال تو را دارم
و در دست دیگرم تنهایی هایم را می کشم
سرم روی شانه های توست
شانه هایی که می دانم نیستند
اما نمی خواهم باورش کنم
چون می خواهم تا همیشه
تکیه گاه چشمانم باشند .
موج می زند نام تو در دفتر عاشقانه هایم..
هم صدای نبض شعرهای منی
بال می زنی کبوترانه در پرچین خیال من
از یادت ،شعر می تراود از چشمانم
واقعا تو " اینجا "
کنارم نیستی...؟؟؟
چگونه باور کنم
این همه بودن را در عین نبودن...
و آیا پایانی دلتنگ تر از این برای دلتنگی هایم هست...؟؟
دیدگاه ها (۱۱)

سهم من این نبود که اینسان درو کنمعمری گران بکارم و ارزان درو...

ﺑﺎ ﻏﺰﻟﻬﺎﯾﻢ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﻮ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢﺩﺷﺖ ﻫﺎﯼ ﺧﺸﮏ ﺭﺍ ﻏﺮﻕ ﺷﻘﺎﯾﻖ...

ای تو برجسته ترین نقش به دیواره قلبمنفسم بسته به جانت که توی...

چقدر روزگارم شبیه پاییزاست که تمام فصلش در حال برگ ریزان است...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

آن زمان، آنچنان مرا درگیر کرده بودی که با فکرت از هرچه کار د...

سه سال و یک ماه و شانزده روز و چهار ساعت… این شمارش معکوسِ ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط