{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناگهان اشکش سرازیر شد

ناگهان اشکش سرازیر شد،
دریاچه‌یِ بزرگی از تنهایی و سکوت در
درونش جا گرفت که بر فرازِ آن، آهنگِ
غم‌انگیزِ رفتن، نواخته می‌شد . .

#خاکستری‌روشن
دیدگاه ها (۱)

🏴بدبختیِ قصه فقط غصه چادرخاکی نیستیک دختر سه ساله!یک حسین پن...

میان پنجره و دیدن همیشه فاصله ای هست !-

بچه ها گردن خیلی مهمه برای همین موی بلند باید مراقب گردن باش...

بگذار خالصانه قبول کنیم کوچکیم، تا بتوانیم بزرگ شویم، عوض شو...

سلام زهرایی ترین گل نرگس،  مهدی جان یکی از همین روزهای سرد د...

دو ستاره در شبپارت ۱تسوموگی نمیتوانست بخوابد . صدای زوزه ی گ...

اینجا ، پشت پردهِ ی بارانی اشک هایش،تمام دنیایِ من خلاصه شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط