{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران میان سجده و سجاده ام جاریست

باران میان سجده و سجاده ام جاریست
گاهی دچار بغضم و ، لبخند اجباریست

دیگر درونش شوق پروازی نمی بینم
این قصه پر درد نامش عاشق آزاریست

آبی ترین احساس رویا های شیرینم
نا دیده ام می گیرد و از روی ناچاریست

من تا همیشه پای چشمش می نشینم چون:
تصویر چشمش چشمه جوشان غمخواریست

غوغا کنم حالا مـیان دفتر اشعار …
بی چشمِ او حتی”غزل”این واژه تکراریست

دلتنگی و اشک است افطارِ غروبِ شعر
کار دلم در رَبَناها ، گریه و زاریست . .
دیدگاه ها (۱)

عاشقی با تو قشنگ است بیا دل بدهیم ﹍فکر کن ! قافیه تنگ است بی...

لباس محلی

کسـی چه می دانـدمن امروز چند بار فرو ریختمچنـد بـار دلتنـگ ش...

خدایاااااااااتوروخدااااااا........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط