از زبان ات

از زبان ا/ت
گفتم : لطفاً حوصله دردسر ندارم
جین گفت : خب هرجور که تو بخوای... راستی طرفدارای زیادی پیدا کردی
گفتم : آره.. هرجا میرم یکی هست که بشناستم
خندیدیم گفت : چطوره بریم تو باغ یکم هوامون عوض بشه
حرفش رو تایید کردم رفتیم تو باغ درحال قدم زدن بودیم که جونگ کوک از نا کجا آباد جلومون ظاهر شد ترس برم داشت که دعوا نکنن یه دفعه‌ای...جین رفت و با لبخند جلوی جونگ کوک وایستاد و گفت : سلام.. آقای رییس
با یه لحن تمسخر آمیزی اینو گفت
جونگ کوک سعی میکرد آروم باشه اما معلوم بود عصبیه
جونگ کوک خنده عصبی کرد و گفت : اون روز میرسه بالاخره جناب کیم سوکجین
بدون نگاه به من از کنارم رد شد و رفت
دیدگاه ها (۱)

شب از زبان ا/تچقدر خستم... امروز برام سنگین بود نشسته بودم ک...

از زبان ا/توقتی رسیدم...بازم دیر کرده بودم...بازم رفته بود.....

از زبان ا/تحال آقای جئون بد شد وای من خیلی ترسیدم با کمک تهی...

از زبان ا/تبرگشتم و رفتم... دیگه مهم نبود برام..رفتم پیشه بق...

از زبان ا/تهمون پسره جین چشمش رو چرخوند منو که دید بهم لبخند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط