{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بہ پیرمردے گفتم:

بہ پیرمردے گفتم:
روز بخیر...

در پاسخم گفٺ: عاقبتٺ بخیر

بہ وجد آمدم از پاسخش!
چہ دعایے!

من براے او خیرے خواستم بہ ڪوتاهے یڪ روز
و او خیرے براے من خواسٺ بہ بلنداے یڪ سرنوشٺ...
دیدگاه ها (۱)

کودکان‌تان را از جهنم نترسانید...ذات او را پاک پرورش دهید......

برف را دوست دارم....چون فقط با برف میشودآدمی ساختکه هم درونش...

هرگز در میان موجودات مخلوقی که برای کبوتر شدن آفریده شده کرک...

#حکایت_قدیمی دعای محبتروزی زنی به دیدار شیخی رفت و به او گفت...

Part ³¹The name of the story: Madness hall(تالار جنون)برگشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط