{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب عملیات وقتی پای یکی از بچه ها به سیم منور گیر کرد همه

شب عملیات وقتی پای یکی از بچه ها به سیم منور گیر کرد، همه جا روشن شد،مثل روز…


اول کلاه آهنی اش را روی مین انداخت، مثل کاغذ سوخت… عملیات داشت لو می رفت…


چیزی پیدا نکرد دستش را گذاشت… بوی گوشت سوخته تمام منطقه را گرفت…


اما هنوز همه جا روشن بود.


سر اخر خودش را انداخت روی مین…


چند سال پیش، راهیان نور، تو منطقه میشداغ،


هنگام رزم شبانه، وقتی مین منوّری منفجر شد…


مادر شهیدی غش کرد. وقتی به هوش آمد،


هی زیر لب می گفت:«مادر جان…حالا فهمیدم چطور شهید شدی…»


هدیه به شهدای میدان مین که سوختنند تا روشنائی بخش راهشان باشند تا ما راه را گم نکنیم.
دیدگاه ها (۳)

ﻣﺮﺩﻱ ﻛﻪ ﻋﻘﺐ ﺗﺎﻛﺴﻲ ﻛﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺍﺷﺖ ﺗﻮﻱ ﺳﺮﺭﺳﻴﺪﺵ ﭼﻴﺰﻱ ...

(دانلـــود کلیپ)حقــــوق لجنکیفیت:SDحجم:10.90mbhttp://dl.mas...

خدمت به علم با سر قطع شده..!!دکتر ژوزف ایگناس گیوتین،پزشکی ف...

أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ(1)حَتَّی زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ(2)تف...

Part :35بعد ۱۰ مین کوک به آدرس مورد نظر رسید چتری از پشت ماش...

𝑀𝑒 𝑝𝑎𝑧 | 𝑝𝑎𝑟𝑡 11نامجون حس کرد که تهیونگ تعادل نداره سریع خود...

عاشقم باش part 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط