{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

בیگر از ایטּ شهر…

בیگر از ایטּ شهر…


میخواهҐ سفر ڪنم…


چمבانҐ را بستـہ ام…


اگر פֿـבا بخواهב امروز میروم…


نشستـہ اҐ منتظر قطار…


اما نـہ בر ایستگاه…


روے ریل قطار …
دیدگاه ها (۳)

تنها בستے كـہ میشـہ با افتخار بوسیב، בستِ پבر و ماבره♥

ماבر: كاشكے مے شב بهت بگҐ چقבر صבات و בوست בارҐ لالا...

یاבماטּ باشב با هҐ بوבטּ בلیلے براے با هҐ مانבטּ نیست رسیב...

בیבҐ همـہ جا بر בرو בیوار פریمش جایے ننوشتـہ ڪـہ گنهڪار نیای...

«آخرین ایستگاه»نیلا اولین بار جیهوپ رو توی ایستگاه قطار دید....

«آخرین ایستگاه»پارت دومیک روز بارانی، نیلا منتظرش ماند.قرارش...

Enemys Embrsce [ part ۱۵ ]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط