{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درست است قدرتمند است و مهره خوبی میشود ولی اون گرگینه اس

+درست است قدرتمند است و مهره خوبی میشود ولی اون گرگینه است و رام نمیشود چی باعث شده فکر کنی قبول میکند برای ما بجنگد؟
به فکر رفتم .درست بود اون به عنوان یک گرگینه عمرا قبول میکرد یکی از بازیچه های امپراطوری بشه ! برگشت و به قیافه گرگینه نگاه کردم که با چشمان سرخ یاقوتی اش به من نگاه می‌کند. گره ای میان ابرو هایش است و دندان هایش رو روی هم میسابد و از حرف زدن می‌پرهیزد.یعنی انقدر از انسان ها تنفر دارد که ترجیح میدهد حتی باهای ما هم کلام هم نشود؟
با اظطراب به دو تا دورم نگاه میکنم و زمانی که به جایگاه خانواده سلطنتی نگاه میکنم میبینم که آنان با نگاه های متفاوت به من مینگرند. بانو کامایا با نگاهی سرشار از تحقیر و آرزوی شکست به من خیره شده است و بانو میساکی با چشمان آبی و تشویق کننده که من را به ادامه کارم تشویق میکند.
مادرم تنها با نگاهی خونسرد و بی تشخیص بهم نگاه میکرد.
نگاه آکانه جدا از رنگ چشمانش همچون مادرش بود. و نگاه یوهان جوری بود انگار سرگرم شده است و یوجی نیز چون بانو میساکی نگاهم میکرد و برایم سر تکان داد
دیدگاه ها (۰)

https://splus.ir/joingroup/ATJqwaZNQ1QclU4u6Y4GEAلینک گروه ت...

بزنم

گرگ بدعنق من پارت اول

(همین اولیه میزارم بمونه)از پنجره های رو به ورودی قصر دیدم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط