دلم دریا بود ، اما ...
دلم دریا بود ، اما ...
دلم آرام یک نام بود ، اما
تو رفتی ...
با همه دلایلی که داشتی !
اما ... ؟
نمیدانم چرا بی اطلاع رفتی
فقط یک کلام بر من نوشتی !
که درکم کن ای مرد پیر باده ها ؟!
اما ... !
مانده ام حیران ز دست این زمانه
چرا بایدشوم من وآله و شیدا
به تو که میخاستی رفتن را
چنانکه من درکت کردم ،
نکردی تو درکم ... !
دیگر اکنون آرام نیستم !
دلم آشوب و پریشان گشته
فقط یک اسم در قلبم مانده
همه وجودم شده اسمت
صدایم کن فقط یک بار دیگر
تا که آرامشم ماندگارگردد تا ابد
کاشی میدانستی که همه نوایم توئی
صدایت حسرت دل ، آوایم توئی
دگر اکنون من طوفان زده ام
دلم طوفان شد ، اما ...
فقط اماااااا ... ؟
دلم آرام یک نام بود ، اما
تو رفتی ...
با همه دلایلی که داشتی !
اما ... ؟
نمیدانم چرا بی اطلاع رفتی
فقط یک کلام بر من نوشتی !
که درکم کن ای مرد پیر باده ها ؟!
اما ... !
مانده ام حیران ز دست این زمانه
چرا بایدشوم من وآله و شیدا
به تو که میخاستی رفتن را
چنانکه من درکت کردم ،
نکردی تو درکم ... !
دیگر اکنون آرام نیستم !
دلم آشوب و پریشان گشته
فقط یک اسم در قلبم مانده
همه وجودم شده اسمت
صدایم کن فقط یک بار دیگر
تا که آرامشم ماندگارگردد تا ابد
کاشی میدانستی که همه نوایم توئی
صدایت حسرت دل ، آوایم توئی
دگر اکنون من طوفان زده ام
دلم طوفان شد ، اما ...
فقط اماااااا ... ؟
- ۲۵۰
- ۲۱ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط