عشقی دوباره²
عشقی دوباره²
p⁷
"ویو ا.ت"
_الو
€ا.تتتتتت
_هووو گوشم کر شد
€ببخشیدبعد چند وقت زنگ زدی ذوق کردم
_خوبی؟
€عالییییی
_یکم شعور داشته باش
€خب چیکار داری؟
_لی هیون
€جانم
_میای امشب نقش دوست پسرمو بازی کنی؟
€...ماندم
_(لبخند)حالا بازی میکنی یا نه؟
€بیام خونت
_اهوم
به هیون گفتم بیاد خونه
زینگگ،زینگگ،زینگگ
درو باز کردم
بغلم کرد
÷واییییی هیوننننن
€خوبی جوون چقدر پیر شدی
÷خودت که شکسته تر شدی
€هانول و لیدا کجان؟
÷بیرونن
€آها
÷راستی چرا گفتی بیاد اینجا
_میخوام تویه مهمونی نقش پارتنرم رو بازی کنه
÷چییییی؟
_خب نظرت چیه؟
€قبول میکنم ولی یه شب دیگه
_بله یه شب
€اوکیه بانو
÷_اوووووو
p⁷
"ویو ا.ت"
_الو
€ا.تتتتتت
_هووو گوشم کر شد
€ببخشیدبعد چند وقت زنگ زدی ذوق کردم
_خوبی؟
€عالییییی
_یکم شعور داشته باش
€خب چیکار داری؟
_لی هیون
€جانم
_میای امشب نقش دوست پسرمو بازی کنی؟
€...ماندم
_(لبخند)حالا بازی میکنی یا نه؟
€بیام خونت
_اهوم
به هیون گفتم بیاد خونه
زینگگ،زینگگ،زینگگ
درو باز کردم
بغلم کرد
÷واییییی هیوننننن
€خوبی جوون چقدر پیر شدی
÷خودت که شکسته تر شدی
€هانول و لیدا کجان؟
÷بیرونن
€آها
÷راستی چرا گفتی بیاد اینجا
_میخوام تویه مهمونی نقش پارتنرم رو بازی کنه
÷چییییی؟
_خب نظرت چیه؟
€قبول میکنم ولی یه شب دیگه
_بله یه شب
€اوکیه بانو
÷_اوووووو
- ۴.۱k
- ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط