My little gem
My little gem 💎🤏#8
Dayana v''
بعد از کلی چرت و پرت خریدن رفتیم تو رستوران
🐨:اوه،بلاخره اومدین! خب خوبه هنوز غذاها نرسیده
Jeni:لیسا و دایانا برای شما دراگون رول سفارش دادم
Dayana: (مکث)از کجا سلیقه منو میدونستی شیطونننننننن(کش دار)
🗣️:خانم ها آقایون این هم سفارشاتون
Jani :حرف نزن بچه بیا غذاتو بخور(خنده)
ویو بعد از غذا"
Lisa v''
اون لحظه ای که با آقای جئون رفته بودیم عتیقه فروشی یه نگاه معنی داری به دایانا داشت...
یا من دارم اشتباه میکنم یا جونگکوک واقعا...
نههه من اصلا نمیخوام بهش فکر کنم
ولی اگه واقعی باشه...
نه من باید باهاش صحبت کنم
Lisa:آقای جئون ، میتونین یه دقیقه باهم صحبت کنیم؟
Jk:بله حتما ، بفرمایید
Lisa:ممنون
ویو اونور"
Lisa:آقای جئون من...
Jk:جونگکوک... جونگکوک صدام کنید
Lisa:بله حتما خب، جونگکوک...
من اون موقع تو عتیقه فروشی داشتم نگاهت میکردم...
موقع هوایی که دایانا میخندید تو...تو یه نگاه خاصی به دایانا داشتی
من منظوری ندارم ولی نکنه تو...
Jk:اره...اره،من دایانا رو دوست دارم...دیوانه وار هم دوستش دارم ، دیگه خسته شدم از پیچوندنش...من عاشق پایان
Lisa:ولی ما...آیدلیم!
شما نمیتونین!
Jk:ولی تو میتونی کمکم کنی
Lisa:من؟چطوری؟
Jk:خب ببین
(ادامه دارد)
Dayana v''
بعد از کلی چرت و پرت خریدن رفتیم تو رستوران
🐨:اوه،بلاخره اومدین! خب خوبه هنوز غذاها نرسیده
Jeni:لیسا و دایانا برای شما دراگون رول سفارش دادم
Dayana: (مکث)از کجا سلیقه منو میدونستی شیطونننننننن(کش دار)
🗣️:خانم ها آقایون این هم سفارشاتون
Jani :حرف نزن بچه بیا غذاتو بخور(خنده)
ویو بعد از غذا"
Lisa v''
اون لحظه ای که با آقای جئون رفته بودیم عتیقه فروشی یه نگاه معنی داری به دایانا داشت...
یا من دارم اشتباه میکنم یا جونگکوک واقعا...
نههه من اصلا نمیخوام بهش فکر کنم
ولی اگه واقعی باشه...
نه من باید باهاش صحبت کنم
Lisa:آقای جئون ، میتونین یه دقیقه باهم صحبت کنیم؟
Jk:بله حتما ، بفرمایید
Lisa:ممنون
ویو اونور"
Lisa:آقای جئون من...
Jk:جونگکوک... جونگکوک صدام کنید
Lisa:بله حتما خب، جونگکوک...
من اون موقع تو عتیقه فروشی داشتم نگاهت میکردم...
موقع هوایی که دایانا میخندید تو...تو یه نگاه خاصی به دایانا داشتی
من منظوری ندارم ولی نکنه تو...
Jk:اره...اره،من دایانا رو دوست دارم...دیوانه وار هم دوستش دارم ، دیگه خسته شدم از پیچوندنش...من عاشق پایان
Lisa:ولی ما...آیدلیم!
شما نمیتونین!
Jk:ولی تو میتونی کمکم کنی
Lisa:من؟چطوری؟
Jk:خب ببین
(ادامه دارد)
- ۲۲۴
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط