{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا میـــرود آن نـــگار ما میــــرانیم

تا میـــرود آن نـــگار ما میــــرانیم
پیمانه چو پر شود فرو گردانیـم

چون بگذرد این سر که درین آب و گلست
در صبح وصال دولتش خندانیم
دیدگاه ها (۱)

من عاشق چشمان فریبای تو هستمدلباخته ی سیرت زیبای تو هستمدر ب...

خیلی وقتا الڪی آنلاینیمیای پروفایل اینو و اونو چڪ میڪنیچت ها...

"زن‌ها" گاهی اوقات چیزی نمی‌گویندچون به نظرشان لازم نیست که ...

گاهی وقت ها دلتنگی اونقدر عمیق میشه که دیگه با هیچ حرکتی برط...

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنوندلم را دوزخی سازد...

درین بساط، به جز شربت شهادت نیستمیی که تلخی مرگ از گلو تواند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط