مافیا قدرتمند من فصل دوم پارت
مافیا قدرتمند من فصل دوم پارت 19
سوریا. باورم نمیشه ا/ت این تو نیستی
ا/ت. سرش پایین بود
سوریا. اخ تو نمیتونی نه زورشو داری نه توانایشو نه روحیشو
ا/ت. میدونم ولی مجبورم
تهیونگ. بسه دیگه جونگ کوک این دختر رو ببر پیش خدمتکارا و به اجوما
کوک. چشم ( سوریا رو برد داخل عمارت
سوریا. هیییی ( روبه کوک
کوک. چیه؟
سوریا. منم میخام عضو مافیا بشم
کوک. ههه فکر کردی به همین راحتیاس بچه (پوزخند
سوریا. اگه نیس پس چطور ا/ت مافیا شده؟
کوک. ونو منم نمیدونم ولی ارباب انتخابش کرده و هیچ کسم حقه دخالت نداره
سوریا. لطفا به اربابت بگو منم میخام مافیا بشم ا/ت هیچ چیز نمیدونه نمیتونه دووم بیاره ( به این میگن رفیق
کوک. مطمنی دیگه؟
سوریا. اره
کوک سر فرصت باهاش حرف میزنم ولی بدون داری باجونت بازی میکنی
سوریا. باشه ممنون
کوک. ( سوریا رو برد پیش اجوما
کوک. اجوماا
اجوما. سلام بله قربان ( تعظیم
کوک. این خدمتکار جدیده قوانین و کار جدیدش رو بهش بگو
اجوما. چشم بیا اینجا ( روبه سوریا
( سوریا رفت پیش اجوما و جونگ کوک هم رفت تو حیاط پیش تهیونگ)
اجوما. خوب گوش کن اینجا باید کر و لال و کور باشی اگه نه به قیمت جونت تموم میشه به هیچ وجع به ارباب مستقیم نگاه نمیکنی جواب ارباب رو خیلی مودبانه و با سری پایین میدی و بدون اجازه من از آشپزخونه یا اتاق خدمتکارا بیرون نمایی و اصلا با هیچ کدوم از بادیگارد ها و افراد حرف نمیزنی الانم این لباسم بپوش زود بیا آشپزخونه
سوریا. بله
(سوریا لباسشو عوض کرد و دوباره برگشت آشپزخونه و مشغول کار کردن شد)
کوک. تهیونگ چرا این دختر رو مافیا کردی این که هیچ چیز بلد نیست
حمایت کنین تا یک یا دو ساعت دیگه یه پارت دیگه ام میزارم واینکه لطفا بگین دوست دارین بعد این فیک کدوم یکی از 3تا فیکی که معرفی کردم رو بزارم ❤️❤️
سوریا. باورم نمیشه ا/ت این تو نیستی
ا/ت. سرش پایین بود
سوریا. اخ تو نمیتونی نه زورشو داری نه توانایشو نه روحیشو
ا/ت. میدونم ولی مجبورم
تهیونگ. بسه دیگه جونگ کوک این دختر رو ببر پیش خدمتکارا و به اجوما
کوک. چشم ( سوریا رو برد داخل عمارت
سوریا. هیییی ( روبه کوک
کوک. چیه؟
سوریا. منم میخام عضو مافیا بشم
کوک. ههه فکر کردی به همین راحتیاس بچه (پوزخند
سوریا. اگه نیس پس چطور ا/ت مافیا شده؟
کوک. ونو منم نمیدونم ولی ارباب انتخابش کرده و هیچ کسم حقه دخالت نداره
سوریا. لطفا به اربابت بگو منم میخام مافیا بشم ا/ت هیچ چیز نمیدونه نمیتونه دووم بیاره ( به این میگن رفیق
کوک. مطمنی دیگه؟
سوریا. اره
کوک سر فرصت باهاش حرف میزنم ولی بدون داری باجونت بازی میکنی
سوریا. باشه ممنون
کوک. ( سوریا رو برد پیش اجوما
کوک. اجوماا
اجوما. سلام بله قربان ( تعظیم
کوک. این خدمتکار جدیده قوانین و کار جدیدش رو بهش بگو
اجوما. چشم بیا اینجا ( روبه سوریا
( سوریا رفت پیش اجوما و جونگ کوک هم رفت تو حیاط پیش تهیونگ)
اجوما. خوب گوش کن اینجا باید کر و لال و کور باشی اگه نه به قیمت جونت تموم میشه به هیچ وجع به ارباب مستقیم نگاه نمیکنی جواب ارباب رو خیلی مودبانه و با سری پایین میدی و بدون اجازه من از آشپزخونه یا اتاق خدمتکارا بیرون نمایی و اصلا با هیچ کدوم از بادیگارد ها و افراد حرف نمیزنی الانم این لباسم بپوش زود بیا آشپزخونه
سوریا. بله
(سوریا لباسشو عوض کرد و دوباره برگشت آشپزخونه و مشغول کار کردن شد)
کوک. تهیونگ چرا این دختر رو مافیا کردی این که هیچ چیز بلد نیست
حمایت کنین تا یک یا دو ساعت دیگه یه پارت دیگه ام میزارم واینکه لطفا بگین دوست دارین بعد این فیک کدوم یکی از 3تا فیکی که معرفی کردم رو بزارم ❤️❤️
- ۶.۹k
- ۰۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط