{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تابستون به کام

تابستون به کام
هر روز از شش صبح می رم تبریز تا هفت و نیم برسم مغازه تا شش عصر کار به عنوان فروشنده بعد خونه تقریبا دیگه هیچ لذتی تو زندگی نمونده برام همه چی اونقدر گرونه که دیگه هیچی نمی شه خرید یا رفت ای کاش همین الان بمیرم
دیدگاه ها (۰)

بستنی

ما مثل همون مردمی هستیم که تو فیلم چرنوببل روی پل بودن نه می...

♛𝕬𝖓𝖓𝖎𝖍𝖎𝖑𝖆𝖙𝖔𝖗♛پارت۵ زویی : تو واقعا خرییی ات : اوکی من خر ولی...

حاجی حس میکنم تابستون کسل کننده ای در راهه.البته فقط برای من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط