{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتم نگاش میکردم 

داشتم نگاش میکردم 
سرشو گرفت بالا سوزنو کج کرد نخو با انگشتش پیچ و تاب داد ...
شد یک دقه! شد دو دقه! شد چهار دقه! نشد
سوزن نخ نشد! بغضم گرفته بود!
بلند شدم کنارش نشستم بهش لبخند زدم اونم خندید! اومدم بخندم ولی گریم گرفت
اونم گریش گرفت!
بین خنده و گریه بودیم بلند بلند میخندیدم و اشک میریختیم:)🍃
بغلش کردم و گفتم ترو خدا پیر نشو همه کَسَم:)
خنده ای دردناک تر این نبود! یعنی من ندیده بودم!
خدایا! تموم اون زیبایےها تمام اون رویاهاے رنگی ک هر دختر همسن و سال من داره
خلاصه شده تو لبخندش!تو نگاش! میدونے ک!♡
https://wisgoon.com/pin/29559363/
https://wisgoon.com/pin/29290456/
دیدگاه ها (۲)

جای تو خالے!دیشب ک نمے دانستم برای کدام اندوه بگریَم!چقدر خن...

:)♡

عالَم چِـنین فراخ و چ دلِتَنگ مانده ایِــم ...🍁💛همیشه بارون ...

واااے ک امروز چ روز بدے بود 😥بعد از سه ماه از خونه اومدم بیر...

اعتماد پارت|۱۵۷|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط