{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

واااے ک امروز چ روز بدے بود 😥

واااے ک امروز چ روز بدے بود 😥
بعد از سه ماه از خونه اومدم بیرون برا چنتا کار ضروری ک ای کاش نمیومدم =/
اول از همه تاکسی منو سر کار گذاشت دوساعت علافش بودم 😒
بعدم ک رفتم کلبه کتاب برا خرید چنتا کتاب قیمتارو ک دیدم حالی ب حالی شدم فقط 😰 آغا همش هم میگن کاغذ کرون شده فلان چیز تحریمیم پوووف
بعد از کلی راه رفتن مقصد مورد نظرمم تعطیل بود 😒
وای خدا!!!! اومدم برم میوه و چنتا چیز میز بگیرم داشتم همینجوری میرفتم یه خانم مسن از اونا ک کوچولو موشلو ان یواش یواش راه میرن! یهو جلوم خود زمین وااااے به طرز وحشتناکییی من نصف جون شدم اصلا ترسدم بنده خدا بد خرد زمین اولش ترسیدم بخام کمکش منم گفتم راه ک صاف بود نکنه کرونای چیزی!!!
زنگ زدم اورژانس ک گفتن صبر کنید میان! با چنتا از عابرا و به مغازه دار روبه رویی کمک کردیم نشوندیمش وایی دستام میلرزید هرچی میگفتم زنگ بزنم ب بچه هات فامیلات نمیزاشت میگفت اونا نیستن اینجا گرفتارن 😢 آخه مادر من هر طور گرفتاری هم باشه تو مادرشونیییی
اورژانس اومدمعاینه و مثل این ک پاهاشو تازگی عمل کرده بود کفششم مناسب نبود
دلم نمیومد تناش بزارم 😳
خلاصه این تموم شد ..
الان ک رسیدم خونه سرم ک داره منفجر میشه کلی هم غصه دار شدم و دلم گرفت 😔 هنوز یک ساعت نیست!! خبر رسید بهترین معلممون فوت شدههه 😭😭😭 چقد فداکار چقد مهربون چقد دلسوز" فراموش نشدنی ترین "
#لعنت برکرونا
روحت قرین آرامش بهترین 😔💔
کے این اوضاع تموم میشه کی حالمون خوب میشه کے استرسامون تموم میشه کی دل نگرانیامون تموم میشه!!!
کے این جهان درس میشه!!! کی این زندگی شیرین میشه!!! 😔💔👣
دیدگاه ها (۲۷)

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

نماینده ها مجلس شما ها دارید چیکار میکنید؟پول مفت میگیرید خو...

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

دید پنهان ,انفجار اشکار

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

Little Angelp1*سعی کردن ازدواج اجباری و برده رو جا بدم تو یه...

My lovely neighbor part : ۷۰

رمان: رفتار سرد .

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط