{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرارمان باشد برای شب چهارشنبه ی آخر سال

قرارمان باشد برای شب چهارشنبه ی آخر سال
من می ایستم کنار آتش
و تو از دور نگاهم کن
من کنار شعله ها برای تو می میرم
و تو قهر سنگین ت را فراموش کن
قرارمان باشد برای شب چهارشنبه ی آخر سال
من چادر بر سر می کشم
و بر در خانه ات می کوبم
تو خودت را به نشناختن بزن
و کمی نقل در پیاله ام بریز
من فال گوش می ایستم
و تو برای آشتی نیت کن
دیدگاه ها (۱)

بیماری نادری‌ست،این که نگاهت به هر چه بیفتددلت برای کسی تنگ ...

صد فصل بهار آیدو بیرون ننهم گام!ترسم که بیایی توو در خانه نب...

می باید اندکی" دلخوشی "برای روزهای مبادا کنار می گذاشتم !مثل...

فقط دلم برایت تنگ شده ..

(تک پارتی)رمان فیک نامجون | فانتزی | «ماه پشت پنجره»هیچ‌کس ب...

سناریو بلولاک/قفل آبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط