{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جرم من چیست که شب تا به سحر بیدارم

جرم من چیست که شب تا به سحر بیدارم
جز تو نیست شعر در اندیشه ی خودکارم
شده ناکوک به مضراب سیم گیتارم
غصه و غم شده مهمان به شام تارم
شب آدینه شب مهر و وفای یار است
سقف و دیوار اطاق خیس زیر آوارم
همچو بم لرزه به جان دارم و نیست دست شفا
این چه عشقی ست که ناخوانده شد مهماندارم
دیدگاه ها (۷)

تمام زندگی ام  یک حدیث تکراری است  نفس کشیدنم از روی درد ناچ...

نمی دانی چه حالی دارم امشبچه مستی بی ملالی دارم امشب...

نیمه ی گمشده ام را روزی پیدا میکنمدر دل شوریده حالم ...

جانی دوباره داد به نبضِ ترانه‌امبر تار و پودِ هر غزل عاشقانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط