تمام زندگی ام یک حدیث تکراری است
تمام زندگی ام یک حدیث تکراری است
نفس کشیدنم از روی درد ناچاری است
اگر که می شد از این شهر کوچ می کردم
ولی کنار تو ماندن همیشه اجباری است
و اینکه مالِ منی ؛ شوخیِ سرِ کاری است!
چگونه صبر و تحمل کنم ...نمیدانم!؟
چنین عذاب کشیدن ؛ خودش ؛ خود آزاری است
به روی چهره ی قلب خودت نقاب زدی
نگاه می کنم این آب و رنگ ؛ بازاری است
تمام قصه همین شد که من حرام شدم!
سکوت خسته ی من ؛ محضِ آبرو داری است!
نفس کشیدنم از روی درد ناچاری است
اگر که می شد از این شهر کوچ می کردم
ولی کنار تو ماندن همیشه اجباری است
و اینکه مالِ منی ؛ شوخیِ سرِ کاری است!
چگونه صبر و تحمل کنم ...نمیدانم!؟
چنین عذاب کشیدن ؛ خودش ؛ خود آزاری است
به روی چهره ی قلب خودت نقاب زدی
نگاه می کنم این آب و رنگ ؛ بازاری است
تمام قصه همین شد که من حرام شدم!
سکوت خسته ی من ؛ محضِ آبرو داری است!
- ۵.۳k
- ۱۳ دی ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط