خدایا...
خدایا...
فانوست را کمےپایین تر بگیر...
جاده اے که در آن قدم نهاده ام
تاریک است،
انتهایش را نمےدانم چیست...
میترسم انتهایش بن بست باشد...
تو را به مهربانیت سوگند...
فانوست را کمےپایین تر بگیر
تا روشنے بخش راه
نامشخصم باشد...
نمےخواهم
بے فانوس تو
به جایے برسم
که برگشتنم دشوار گردد
و پشیمان شوم....
اے مهربانترینم..
من اکنون
سخت به نور فانوست محتاجم...
فانوست را کمےپایین تر بگیر...
جاده اے که در آن قدم نهاده ام
تاریک است،
انتهایش را نمےدانم چیست...
میترسم انتهایش بن بست باشد...
تو را به مهربانیت سوگند...
فانوست را کمےپایین تر بگیر
تا روشنے بخش راه
نامشخصم باشد...
نمےخواهم
بے فانوس تو
به جایے برسم
که برگشتنم دشوار گردد
و پشیمان شوم....
اے مهربانترینم..
من اکنون
سخت به نور فانوست محتاجم...
- ۳۳۸
- ۰۲ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط