{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاه گاهے

گاه گاهے
که دلم میگیرد
به خودم مےگویم:
در دیارےکه پر از دیوار است
به کجا باید رفت؟
به که باید پیوست؟
به که باید دل بست؟
حس تنهاےدرونم
مے گوید:
بشکن دیوارےکه درونت دارے!
چه سوالےدارے؟
تو خدا را داری
و خدا...
اول و آخر با توست .
و خداوند عشق است...
دیدگاه ها (۱)

همیشه در ناگهانےترین لحظه، عزیزترین دارایے مان از دست مے رود...

خدایا...فانوست را کمےپایین تر بگیر... جاده اے که در آن قدم ن...

مدت هاست مےخواهم بگویم:دوستش دارماما . . . شما که غریبه نیست...

لــــب معشوق هوایے شدنش مےارزدشعر در وقت کنایے شدنش مے ارزد...

گه گاهی که دلم می‌گیرد به خودم می‌گویم در دیاری که پراز دیوا...

با تو بودن یعنی دنیا یه شکل دیگه‌ست، انگار دارم یه رؤیای واق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط