{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت اول

پارت اول
Godfather

ویو کوک:

رو تخت نشسته بودم با عروسکم کیم تهیونگ حرف میزدم....

تهیونگی من میگم این اقاهه نکنه مثل بقیه باشه؟ ....
اخه میدونی الان خیلی وقته که کسی منو به سرپرستی قبول نکرده ....
این ۵ سال منو گول میزدن تا....بهم امید بدن ...
میدونی چیه وقتی از سن ۵ سال بگذری دیگه کسی به سرپرستی قبولت نمیکنه و فقط الکی بهت امید میدن.....اه از همشون متنفرم( داد) .....

تازه بدترررر اون میدونی چیه؟( عروسک فشار داد)
اینکه این مرده که نمیدونم کیه قبلا میخاست جیهیون.....جیهیون( بغض) اونو یه سرپرستی بگیره ....اما الکی گفت جیهیون قبول نکرد مرده عوضیی ..... و یه مردی به اسم شوگا اونو به سرپرستی بود الان یه ساله جیهیون ندیدم( داد)


جیهیون بهم گفت اون مرده از پسرای پرو متنفره پس میدونم پاید چیکار کنم( داد)( نیشخند)

............

ویو تهیونگ :
همینطور که موهام شونه میکردم به این فکر میکردم که این پسر هم ممکنه مثل بقیه حوصله سر بر باشه؟
عاه لعنتی درسته که فقط قراره پوششم بشه ولی اگه کیوت بامزه نباشه نمیتونم تحملش کنم ( داد)
شیبالللللللل( داد)
بعد درست کردن موهام بهترین کتمو پوشیدم کروات بستم...
سوار ماشین شدم دستور حرکت دادم.

.........

ویو کوک :
خوببببببب فک کنم این لباس آبی شلوار سفید کفشای بنفش پیرهن زیر شلوار و کمربند سبز کلاه نارنجی پولک دار و برای تکمیل کار رژلب مورد علاقه مامان به لبام و گونم همینطور چونم میزنم ....

.........

ویو ته: وقتی رسیدم با یه مردی روبه رو شدم که لباس نه چندان بازی به تن داشت .

مکالمه

اق.ل: اه خدای من شما باید کیم تهیونک باشید( احترام)

ت: بله چطور؟

اق . ل: من اقای لی رئیس این شرکتم ( احترام)

ت: عا که اینطور خیلی خوب زوتر اون بچه بیار من کار فوری دارم .

اق. ل : بله بله ( خنده)

..........‌‌

ویو کوک:
داشتم جلو اینه مسخره بازی در میاوردم که یهو اقای لی اومد تو .

مکالمه

ک: وای ترسیدم اقای لی

اق.ل: بچه بدو پاین منتظرنننننن( اخم)

ک: عه کی اومد چشم چشم رفتم ( خنده)
بدو بدو رفتم پاین )
اق.ل: همین کارا میکنی که هیچکس نمیخادت( چشم غره)

ویو ته: بلاخره اون بچه اومد .
اوه ....اون
بچه شیطون این لباسا چیه پوشیدی .
اومد جلوم وایساد ....

کوک : سلام جناب من کیم جونگ کوکم ....چیز ینی( نیشخند) جئون جونگ کوک .

از اونجایی که کلا میشناختمش هواسم از حرفاش به صورتش بردم چشای تیله ای پرستیدنیش
لپای قرمز خوردنیش
و لبای سرخ گیلاسیش
و چونه نرم قرمزش .
اه لعنتی همینو میخام.

کوک : جناب.....
که یهو با صدای کوک به خودم اومدم

اینم پارت اولللل
امیدوارم راضی باشینننن🛐🫂❤️
دیدگاه ها (۴۹)

پدر خواندهپارت : ۲ Godfatherته: چی گفتی؟( تعجب)کوک: عا ..خب ...

پدر خوانده پارت ۳ Godfatherته ویو: تو کل مسیر کوک هواسش به ب...

رمان پدر خوانده Godfatherشخصیت ها: تهیونگ ، جونگ کوک و....( ...

☆‌عشق اجباری من✧P2ویو تهیونگ همه منتظر سورا ایستاده بودیم که...

کوک شوهر کینه ایPart81

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط