گفتگو با تو

گفتگو با تو
مثل گرمای بخاری و
نفس‌های بلند آتش
می برد چشم خیالم را
تا بیابان های دورترین خاطره‌ها...
که در آن گنجشکان بر سنبل گندم‌ها
اهتزازی دارند
که در آن گل‌ها با اخترها رازی دارند...


#شهید_محمد_غفاری
#خاکیان_خدایی
دیدگاه ها (۱)

#حاج_محمد_ابراهیم_همت :یاد خدا را فراموش نکنیدمرتب بسم الله ...

زهرایے ها شهید مے شوند!این را من نمیگویمنگاه کننگاهشان،حتے ل...

لحظه پرکشیدن فرا رسید.صدای انفجاری آمد و بچه ها داد میزدند ی...

به شوقشال و کلاه تو برف می آمد ...و مدتهاست از این کوچـــه ر...

مرا می‌شناسی تو ای عشق من از آشنایان احساس آبمو همسایه ام مه...

تهیونگ: یک شکسته عادی ؟ ... مین جی آه ای کشید : نه یک شکست خ...

مکاشفه:دیدم مردی با عبا و کلاه کیپا(کلاه یهودیان) مرا ندا دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط