خوابیدی؟
خوابیدی؟
احتمالا بیداری...
میشه گوش کنی به حرفام؟
لطفا؟
راستش ، راستش نمیدونم چی میخوام بگم و از کجا بگم.
من همیشه وقتی به تو میرسیدم زبونم به پِت پِت میفتاد.
درست مثه کسی بودم که از وقتی حرف زدن یاد گرفته لکنت داره..
تقصیر من نبود. حرف زدن بلد بودم، خیلی هم خوب بلد بودم!
اما چشاتو دیدی؟
دست پاچه ام میکرد. دست پاچه ام میکنه.
میشه نگاهتو از روی من برداری؟
که من بتونم نگاهت کنم ، کیف کنم و باهات حرف بزنم...
نگاهم کن.، ولی نه به چشمام.
میترسم. دست و پامو گم میکنم.
این وسط یهو دیدی چیزی از دهنم پرید بیرون که نباید میپرید.
مثلا از غرورم گفتم که سر تو چه جاها که نشکست.
یا از دل زارم که توی هجران تو بدون آتیش کباب شد.
میشه حالا که داری با من راه میای ، ی چای بخوریم؟
نباتم بندازم برات؟..
از همون نبات زعفرونی هایی که بقالی سه تا خیابون بالاتر داشت و تو هم عاشقشون بودی ...
خودم رفتم گرفتم.
دیشب، رفتم سر قندون دیدم نبات تموم شده. هول هولی لباس پوشیدم و رفتم گرفتم و برگشتم خونه، کلا ۵ دقیقه هم طول نکشید! سریع اومدم. ممکن بود تو بیای و من نباشم پشت در بمونی ..
حتی امکان داشت پشیمون شی بری!
من که تختخوابم شده کنار این پنجره.
اگر نباشم یا بخوابم و بیای ببینی منتظرت نبودم چی؟
چند ماهه اینجا نشستم تا بیای اما دریغ از حتی ی سایه!
میشه الان که هستی بیای بشینی کنارم سرمو بذارم روی پاهات برات از دلتنگی هام بگم؟
میشه بیای دستامو بگیری ، یخ زدن، گرمشون کنی؟
میشه بیای ضربان قلب ضعیفم بشی؟!
گفته بودم رفتم نبات بگیرم؟ آره گفتم؛ رفتم نبات بگیرم، تو خیابون، نمیدونم کجا ولی همین نزدیکا بود یکی صدام زد. باورت میشه دقیقا همونجوری که تو منو صدا میزدی صدام کرد؟ فکر کردم اومدی ، برگشتم توی جمعیت هر چی چشم چرخوندم پیدات کنم، نکردم. خودت بودی دیگه مگه نه؟
چرا باید ی غریبه اسم منو جوری بگه که تو میگفتی؟
تو نیستی ولی حواست به من هست مگه نه؟
خودت میگفتی همیشه هوامو داری حتی اگر نباشی.
الانم نیستی، الانم همون حتی ست که گفته بودی :)
پس مراقبمی. مثه وقتایی که بودی.
گاهی وقتها مردها هم نیاز به مراقبت کردن دارن، چه ایرادی داره
میگم تو واقعا نیستی یا ادای نبودن در میاری؟
اگر نیستی من دارم با کی حرف میزنم؟
من پشت این پنجره منتظر کی وایسادم؟
نبات های توی قندون رو برای کی خریدم من...؟
به امید دوباره دیدنت وبوسیدن دستات💜🧿🌈
#عاشقانه
#خاصترینم◦•●◉✿
احتمالا بیداری...
میشه گوش کنی به حرفام؟
لطفا؟
راستش ، راستش نمیدونم چی میخوام بگم و از کجا بگم.
من همیشه وقتی به تو میرسیدم زبونم به پِت پِت میفتاد.
درست مثه کسی بودم که از وقتی حرف زدن یاد گرفته لکنت داره..
تقصیر من نبود. حرف زدن بلد بودم، خیلی هم خوب بلد بودم!
اما چشاتو دیدی؟
دست پاچه ام میکرد. دست پاچه ام میکنه.
میشه نگاهتو از روی من برداری؟
که من بتونم نگاهت کنم ، کیف کنم و باهات حرف بزنم...
نگاهم کن.، ولی نه به چشمام.
میترسم. دست و پامو گم میکنم.
این وسط یهو دیدی چیزی از دهنم پرید بیرون که نباید میپرید.
مثلا از غرورم گفتم که سر تو چه جاها که نشکست.
یا از دل زارم که توی هجران تو بدون آتیش کباب شد.
میشه حالا که داری با من راه میای ، ی چای بخوریم؟
نباتم بندازم برات؟..
از همون نبات زعفرونی هایی که بقالی سه تا خیابون بالاتر داشت و تو هم عاشقشون بودی ...
خودم رفتم گرفتم.
دیشب، رفتم سر قندون دیدم نبات تموم شده. هول هولی لباس پوشیدم و رفتم گرفتم و برگشتم خونه، کلا ۵ دقیقه هم طول نکشید! سریع اومدم. ممکن بود تو بیای و من نباشم پشت در بمونی ..
حتی امکان داشت پشیمون شی بری!
من که تختخوابم شده کنار این پنجره.
اگر نباشم یا بخوابم و بیای ببینی منتظرت نبودم چی؟
چند ماهه اینجا نشستم تا بیای اما دریغ از حتی ی سایه!
میشه الان که هستی بیای بشینی کنارم سرمو بذارم روی پاهات برات از دلتنگی هام بگم؟
میشه بیای دستامو بگیری ، یخ زدن، گرمشون کنی؟
میشه بیای ضربان قلب ضعیفم بشی؟!
گفته بودم رفتم نبات بگیرم؟ آره گفتم؛ رفتم نبات بگیرم، تو خیابون، نمیدونم کجا ولی همین نزدیکا بود یکی صدام زد. باورت میشه دقیقا همونجوری که تو منو صدا میزدی صدام کرد؟ فکر کردم اومدی ، برگشتم توی جمعیت هر چی چشم چرخوندم پیدات کنم، نکردم. خودت بودی دیگه مگه نه؟
چرا باید ی غریبه اسم منو جوری بگه که تو میگفتی؟
تو نیستی ولی حواست به من هست مگه نه؟
خودت میگفتی همیشه هوامو داری حتی اگر نباشی.
الانم نیستی، الانم همون حتی ست که گفته بودی :)
پس مراقبمی. مثه وقتایی که بودی.
گاهی وقتها مردها هم نیاز به مراقبت کردن دارن، چه ایرادی داره
میگم تو واقعا نیستی یا ادای نبودن در میاری؟
اگر نیستی من دارم با کی حرف میزنم؟
من پشت این پنجره منتظر کی وایسادم؟
نبات های توی قندون رو برای کی خریدم من...؟
به امید دوباره دیدنت وبوسیدن دستات💜🧿🌈
#عاشقانه
#خاصترینم◦•●◉✿
۹.۱k
۰۷ اسفند ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.