{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه قسمت بیست و چهارم

ادامه قسمت بیست و چهارم
زن داداشم چن دقیقه بعد اومد و سرگرم صحبت با خانوم آقا کمیل شد
خلاصه همه مشغول بودیم ک با اومدن ریحانه توجمعمون ٬توجهمون بهش جلب شد
سکوت عجیبِ بینمون باعث شد اضطراب بگیره....
نويسندگان: فاطمه زهرا درزی وغزاله میرزاپور
🚫کپی رمان در هر شرایطی بدون ذکر نام نویسندگان حرام است.
دیدگاه ها (۰)

✨🌱✨#ناحله#قسمت_بیست_و_پنجمواسه اینکه واسش سخت نشه ب حرف زدن...

ادامه قسمت بیست و پنجم+محمد برو بیرون میخوام بخوابمدستشو گرف...

✨🌱✨#ناحله#قسمت_بیست_و_چهارمتو فکر بودم که رسیدم دم سپاه شهرِ...

ادامه قسمت بیست و سومشایدم دلیل ازدواج نکردنم هم این بود ک ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط